12/09/2026
داود و درد انسان هزاره!
داود در برابر سنتِ «مختهسرایی»، نوحهخوانی و گرایشهای مبتنی بر عربمحوری قد برافراشت و کوشید بدیلی فرهنگی و هنری برای آن عرضه کند. او موسیقی را نه صرفاً وسیلهای برای سرگرمی، بلکه ابزاری برای خودشناسی، بازاندیشی هویت جمعی و بیان رنجهای تاریخی و اجتماعی جامعهی خویش میداند. از همین رهگذر، صدای او بهتدریج در گوشهوکنار هزارستان طنینانداز شد و موسیقیاش به زبانی برای روایت درد، مقاومت و امید بدل گردید، گرچه شاید ملاها تا هنوز او را تکفیر کند.
او تلاش کرد رنج انسان هزاره را در قالب موسیقی بازخوانی کند و در برابر فرهنگِ انفعال و سوگواریِ مداوم حسین محور، بر خودباوری، عزتنفس و غرور جمعی تأکید ورزد. در نگاه او، جامعهی هزاره نیازمند عبور از سنتهایی بود که ذهن و عاطفهی مردم را به مرثیهخوانی، ملامحوری و بازتولید روایتهای بیگانه محدود میکرد. از این منظر، موسیقی برای داود تنها هنر نبود؛ بلکه وسیلهای برای بیداری اجتماعی و بازسازی رابطهی انسان هزاره با هویت، تاریخ و خویشتن خویش به شمار میرفت که آهنگ قوماندان هزاره یک نمونه خوب برای بیان این موضوع است.
پیمودن این مسیر برای خانواده داود بیهزینه نبود. داود در جریان این راه، شماری از اعضای خانوادهی خود از جمله سرور سرخوش را از دست داد و با دشواریها و فشارهای فراوانی روبهرو شد؛ با این همه، از مسیری که برگزیده بود عقب ننشست. او میکوشید با هنر و ایستادگی خویش نشان دهد که راه رهایی فرهنگی از خودآگاهی، پرسشگری و اعتماد به خویشتن میگذرد، نه از پذیرش بیچونوچرای روایتهایی که به باور او طی سالیان دراز از سوی برخی چهرههای مذهبی و در خدمت منافع و نفوذ فرهنگی و سیاسی بیرونی، از جمله عربها و ایرانیها، در جامعه بازتولید شده است.
از این منظر، میراث داود را میتوان فراتر از موسیقی ارزیابی کرد: تلاشی برای تبدیل «سوگ» به «آگاهی»، «انفعال» به «اعتمادبهنفس» و موسیقی به زبانِ هویت، آگاهی و مقاومت فرهنگی انسان هزاره.
برای داود عمر دراز و سلامتی آرزو میکنم!
#داودسرخوش #هزاره