My MOon/ماه من

My MOon/ماه من در دنیای من، ماه همیشه جایش محفوظ است🌕🫠

سال ۲۰۲۵ برای من سال آمدنِ آدم‌های جدید نبود.سال رفتن بود…رفتنِ بعضی چهره‌ها،رفتنِ بعضی باورها،و رفتنِ آن تصویر ساده‌ای ...
30/12/2025

سال ۲۰۲۵ برای من سال آمدنِ آدم‌های جدید نبود.
سال رفتن بود…
رفتنِ بعضی چهره‌ها،
رفتنِ بعضی باورها،
و رفتنِ آن تصویر ساده‌ای که از اعتماد در ذهنم ساخته بودم.
در این سال فهمیدم
همه کسانی که کنارمان هستند، قرار نیست همیشه بمانند.بعضی‌ها فقط می‌آیند, تا به ما یاد بدهند
چطور بدون آن‌ها صبورتر، عاقل‌تر و قوی‌تر شویم.
سال که گذشت،
صبورتر شدم،
عاقل‌تر شدم،
و موفق‌تر شدم.
آدم‌هایی بودند که باید می‌ماندند، نه به خاطر عادت،بلکه به خاطر اعتمادی که میان‌مان بود.
اما حادثه‌ای، یا شاید انتخابی،
باعث شد مسیرمان از هم جدا شود. نه با جنجال، نه با دشمنی، بلکه با یک فاصله آرام و سرد.

شاید هنوز سلامی باشد، شاید اگر روزی محتاج باشند، دستم را دریغ نکنم،
اما حقیقت این است:
آن‌ها دیگر آدمِ سابقِ زندگی من نیستند.
و من هم دیگر همان آدمِ قبل نیستم.
در عوض،
سال ۲۰۲۵ برایم یادآور این شدکه بعضی رابطه‌های ساده، اگر درست و صادقانه بمانند، می‌توانند به امن‌ترین رفاقت‌ها تبدیل شوند.
آدم‌هایی که فکرش را نمی‌کردم،نزدیک‌تر شدند،محکم‌تر ماندند،و بدون قضاوت، بدون توقع،کنارم ایستادند.
این سال،سال شنیدن هم بود. شنیدنِ حرف‌هایی که گفته شد،
و حرف‌هایی که گفته نشد اما حس شد.
بدی دیدم، قضاوت شدم، و حتی از جایی ضربه خوردم
که فکر می‌کردم امن‌ترین نقطه زندگی‌ام است.
اما واکنشی نشان ندادم. نه برای اینکه ضعیف بودم، بلکه چون نمی‌خواستم دست‌ساختِ بدی‌های مردم باشم.
این سال مرا بیشتر به این باور رساند
که هیچ‌گاه دست‌ساختِ بدی‌های آدم‌ها نیستم؛
من دست‌ساختِ خدایم.

سکوت کردم، و گفتم نمی‌بخشم و همه‌چیز را به خدا سپردم.
می‌گفتند:
«ببخش، تا خودت راحت شوی.» اما آن روزها، بخشیدن‌برایم شبیه دروغ گفتن
به دلِ سوخته‌ام بود.
هر بار که به بخشش فکر می‌کردم، آتشِ درونم شعله‌ورتر می‌شد.
حتی با خودم گفتم اگر خدا هم واسطه شود، نمی‌بخشم.
نه کسی آمد،نه عذرخواهی‌ای شد،نه طلب بخششی.
نه آشکار،نه پنهان. و درست در همین سکوتِ طولانی،
جایی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت،
خودم تصمیم گرفتم ببخشم. نه به خاطر آن‌ها،
نه برای سبک شدنشان،
بلکه برای آرامشِ خودم.
بدون عذر،
بدون واسطه،
بدون دخالت خدا یا بنده‌اش،
و مهم‌تر از همه
بدون نفرت.
تصمیم گرفتم
تمام کسانی را که زمانی بخشی از زندگی‌ام بودند
و به هر دلیلی نبخشیده بودم،
رها کنم.
نه اینکه فراموششان کنم،
بلکه دیگر اجازه ندهم
وزنشان را با خودم حمل کنم.

در آستانه سال نو،
برای همه‌شان آرزوی سلامتی، آرامش، موفقیت و خوشبختی دارم. چه آن‌هایی که ماندند و لحظه‌های خوب ساختند، و چه آن‌هایی که رفتند و درس شدند.
امیدوارم آن‌قدر در خوشبختی‌شان غرق شوند که دیگر نه وقت و نه میل برای شکستن دل کسی
که با تمام وجود به آن‌ها اعتماد کرده،
داشته باشند.
سال جدید،
سال انتخاب خودم است. سال آرامش، سال مرزهای سالم، سال دلِ سبک و وجدانی آسوده. من با کینه وارد سال نو نمی‌شوم.
با نفرت ادامه نمی‌دهم.
و با گذشته‌ای که دیگر سهمی در آینده‌ام ندارد،
زندگی نمی‌کنم.

#دلنوشته
😊💯💎✨️

دختر لج کرد.نه سرِ موضوع مهم…سرِ این‌که پسر گفته بود:«کم‌تر شکلات بخور.»گفت:— «ببین! اگر شکلات نبود، جهان قشنگ نبود،پس م...
28/12/2025

دختر لج کرد.
نه سرِ موضوع مهم…
سرِ این‌که پسر گفته بود:
«کم‌تر شکلات بخور.»
گفت:
— «ببین! اگر شکلات نبود، جهان قشنگ نبود،
پس من هم قشنگ نمی‌شدم!»
پسر خندید:
— «تو بدون شکلات هم قشنگی.»
دختر چشم تنگ کرد:
— «تعریف‌هایت را ببر برای روزهایی که حس خوبی دارم؛
الان عصبانی‌ام.»
پسر پاکت چیپس را جلو گذاشت.
دختر نگاه کرد،
لب‌هایش لرزید،
غرورش جنگید…
بعد آرام گفت:
— «از اول چیپس بده…
بعد حرف بزنیم.»
پسر نفس عمیقی کشید؛
نه از خستگی،
از دل‌بُردگی.
گفت:
— «می‌دانی؟
همه از قهر کردن می‌ترسند…
من از روزی می‌ترسم
که قهر کنی
و من نتوانم
با یک شکلات
آشتی‌ات بدهم.»
دختر ساکت شد.
چیپس را برداشت.
آرام گفت:
— «پس یاد بگیر…
قهرهایم سخت است،
اما دل‌ام
با یک تکه شیرینی
نرم می‌شود.»
پسر لبخند زد.
او قهرهایش را دوست نداشت،
اما همین دخترِ لجباز و شکلات‌دوست را
به هزار دختر آرام دیگر،
ترجیح می‌داد.....😌🤍🥀

26/12/2025

🥲🖤🥀

23/12/2025

😊🖤🥀

نیستی شمع شبِ تار مرا فوت کنی بدرخشی همه ره واله و مبهوت کنیبی تماشای تو با اینهمه غمها چی کنم؟تو نباشی گُلِ من با شب یل...
21/12/2025

نیستی شمع شبِ تار مرا فوت کنی
بدرخشی همه ره واله و مبهوت کنی
بی تماشای تو با اینهمه غمها چی کنم؟
تو نباشی گُلِ من با شب یلدا چی کنم؟

😊🖤🥀

20/12/2025

😊💯🖤🥀

19/12/2025

......🥲🖤🥀

19/12/2025

بفرست برایش🥰✨️🎀

04/12/2025

💔😔🥀

گُلی برفت‌ که ناید به صد بهارِ دگر۷نوامبر/۱۷عقرب؛ مصادف است به پنجمین سالیادِ شهادت و ارتحال ملکوتی اسطوره جسارت آزادی ب...
07/11/2025

گُلی برفت‌ که ناید به صد بهارِ دگر

۷نوامبر/۱۷عقرب؛ مصادف است به پنجمین سالیادِ شهادت و ارتحال ملکوتی اسطوره جسارت آزادی بیان، شاد روان یما سیاووش شهید.

یادش جاویدان باد!
😔🖤🥀

پیر شدن در کوچه های انتظار...🥲🖤🥀
25/10/2025

پیر شدن در کوچه های انتظار...🥲🖤🥀

17/10/2025

تو دستی را رها کردی
که میخواست تا آخر عمر برایت بجنگد....💔🥀

Address

Melbourne, VIC

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when My MOon/ماه من posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share