سخنور

سخنور نشر سخنور یک مرجع آنلاین برای طراحی، چاپ، و انتشار است. کافیست به شماره (3778071-571) و یا ایمیل آدرس ([email protected]) به تماس شوید.

خاموشم و پر جوشِ زلالِ سخنم منتلخم چو ز خُمخانۀ دَردی کهنم منمآوارۀ دلتنگ و غریبِ گذرِ خویشمن در وطنم بی وطنم بی وطنم من...
09/16/2026

خاموشم و پر جوشِ زلالِ سخنم من
تلخم چو ز خُمخانۀ دَردی کهنم منم
آوارۀ دلتنگ و غریبِ گذرِ خویش
من در وطنم بی وطنم بی وطنم من
تابوتِ خودم را به سرِ دوش کشیدم
در دخمه ولی پیکرۀ بی کفنم من
سودایِ تورا بس که غزل ساخته بودم
با مرگ ز نامِ تو هنوز خوش دهنم من
در حشر اگر تربتِ من صور کند باز
در یادِ تو همخانۀ سبزِ چمنم من
محمد اسحاق فایز

آخر په مینه کې لالیه لیونۍ دې کړمهلمړی مین او بیا رسوا په ټول نړۍ دې کړمهوعده دې راکړه چه رازې سحار لیدو لپارهسترګ په لا...
09/16/2026

آخر په مینه کې لالیه لیونۍ دې کړمه
لمړی مین او بیا رسوا په ټول نړۍ دې کړمه
وعده دې راکړه چه رازې سحار لیدو لپاره
سترګ په لاره تر غمجن مازدیګړی دې کړمه
عاجز سړی لکه ګیدره وېرېدم هر چا نه
په مینتوب کې زرور لکه زمرۍ دې کړمه
په خوب او خیال کې وم د ږمې یو شپه تا سره
په غیږ مې راغلې بیا تازه تر پسرلۍ دې کړمه
تر څو چه تینګ دې کړه اړیکی رقیبانو سره
وطن مې پریښود هر ځایی او بهرنۍ دې کړمه
"ثاقب" ستا په مینتوپ کې سره اور غوندې وه
بیلتون دې راغله دیر خپه او پخوانۍ دې کړمه
سمیع ثاقب

با زبان پارسی چه می‌توانیم بکنیم؟ملتی که زبانش را در تولید اندیشه به کار نگیرد دیر یا زود ناچار می‌شود جهان پیرامون خود ...
09/15/2026

با زبان پارسی چه می‌توانیم بکنیم؟

ملتی که زبانش را در تولید اندیشه به کار نگیرد دیر یا زود ناچار می‌شود جهان پیرامون خود را با مفاهیمی که دیگران ساخته‌اند توضیح دهد!

زبان پارسی را اگر تنها به این نگرش که در گذشته برای گویندگانش ارزش‌آفرینی کرده است مهم بسپاریم، خودمان نخستین کسانی خواهیم بود که آن را از آینده‌ی بسیار پرچالشی محروم کرده‌ایم. زبان موزه نیست که در ویترین نگه‌داری‌‌اش کنیم و فقط برای تماشای شکوه روزگاران گذشته کاهی به آن سر بزنیم. زبانی اگر زنده باشد بایست بتواند با پیرامون زمانه‌ی خویش سخن بگوید، پرسش‌های تازه‌ای بیان نماید، دانش نیاز عصر انتقال دهد، اندیشه‌ی بکر بیافریند و برای انسان امروزی چیزی بیش از یادگار نیاکان باشد. از این نقطه‌نظر مطرح‌شدن این پرسش(با زبان پارسی چه می‌توانیم بکنیم؟)اهمیت پیدا می‌کند چون پرسش اصلی، دیگر این نیست که پارسی در گذشته چه کرده است بل این‌گونه باید مطرح شود که ما امروز با آن چه می‌کنیم و فردا می‌توانیم چه از آن بسازیم؟

پارسی از آن زبان‌هایی‌ست که بخش بزرگی از تاریخ فکری و ادبی یک حوزه‌ی تمدنی را با خود دلیرانه حمل می‌کند. از رودکی و فردوسی تا خیام، سنایی، عطار، مولانا، سعدی و حافظ از تاریخ و فلسفه و عرفان تا پزشکی و نجوم و سیاست و جغرافیا. این زبان قرن‌ها وسیله‌ی اندیشیدن، نوشتن، آموزش و ارتباط بوده است. افتخار به این گذشته اگر به مصرف مداوم نام بزرگان و تکرار چند چهره‌ای بسیار مشهور محدود نگه‌داشته شود در نهایت چیزی جز خاطره‌ای زیبا از یک توانایی تاریخی نخواهد ماند. البته عرض کنم این هشدار تنها زبان پارسی و چهره‌های ماندگار آن را زیر نظر ندارد و گوش‌زدی‌ست برای هر زبانی که می‌خواهد آینده‌ی در جهان نوین ببافد. تردیدی نیست زبان پارسی با آنچه گذشته‌اش برایش به میراث گذاشته در همه‌اعصار کفایتش می‌کند ولی میراث واقعی زبان زمانی حفظ می‌شود که بتوانیم آن توانایی را در عصر خود دوباره فعال بسازیم‌.

پارسی ظرفیت شگفتی برای بیان دارد، نه فقط برای شعر و نثر ادبی؛ برای ساختن مفاهیم، توضیح مسائل پیچیده، روایت تجربه‌های انسانی و تولید دانش. نرمی ساختمان نحوی، گستردگی واژگان، امکان ترکیب‌سازی، انعطاف‌پذیری در ساخت واژه و پیشینه‌ی طولانی در تولید متن‌های تخصصی به این زبان امکان می‌دهد که در برابر نیازهای جهان جدید نیز ممتاز ایستادگی کند. شگاف اصلی در بسیاری از موارد کم‌توانی زبان نیست؛ کم‌کاری ما در به‌کارگیری توانایی‌های آن است!

ما گاهی در مورد پارسی چونان سخن می‌گوییم که گویی وظیفه‌ی زبان تنها آن است که شعر بگوید، خاطره‌ی گذشته را روی ورق بریزد، رومان بیافریند و در مراسم فرهنگی از آن تجلیل به عمل آید. حال آن‌که زبان هنگامی به اوج توانایی تأثیرگذاری خود می‌رسد که از دفتر شعر سر برآورد و وارد آزمایش‌گاه، دانش‌گاه، رسانه، فناوری، سیاست، استراتژیک، اقتصاد، سینما، آموزش، نشر و فضای دیجیتال شود. زبان بایست بتواند در باره‌ی هوش مصنوعی برای مخاطب‌جهانی سخن بگوید، برای علوم جدید اصطلاح بسازد، مفاهیم فلسفه‌ی معاصر را توضیح دهد، اقتصاد جهانی را تحلیل نماید، تجربه‌ی شهروندی را روایت کند و در برابر پرسش‌های تازه‌ی انسان پاسخ‌های روشنی برای گفتن داشته باشد.

از این دید «با زبان پارسی چه می‌توانیم بکنیم؟» یکی از جدی‌ترین پرسش‌هایی‌ست که امروز بایست از خود بپرسیم! اگر زبان را تنها وسیله‌ی گفت‌وشنود روزمره بدانیم پاسخی برای پرسش ذکرشده نخواهیم یافت ولی اگر زبان را ابزاری برای تولید اندیشه روی دست گیریم میدان بسیار گسترده‌تری پیش رو خواهیم داشت. زبان به انسان امکان می‌دهد جهان را نام‌گذاری کند، تجربه را به مفهوم درآورد، اندیشه را منتقل سازد و میان نسل‌ها رابطه برقرار نمایید.

یکی از بزرگ‌ترین کارهایی که می‌توانیم با پارسی انجام دهیم تولید دانش است. دانش‌گاه پارسی‌زبان نبایست تنها مصرف‌کننده‌ی برگردانی‌ها باشد. بی‌تردید ترجمه ضرورتی انکارناپذیر است ولی تمدن زبانی زمانی بالندگی را تجربه می‌کند که از مرحله‌ی ترجمه‌آوری گذار نماید و خود نیز تولیدکننده حضور یابد. کتاب علمی، مقاله‌ی پژوهشی، دانش‌نامه، فرهنگ تخصصی، اثر فلسفی، متن حقوقی، محتوای آموزشی و ادبیات تطبیقی همه بایست بتوانند در پارسی تولید شوند تا خود ضرورتی شود برای برگردانی به دیگر زبان‌ها. مادامی زبان در جهان نوین جای‌گاه واقعی پیدا می‌کند که بتواند نه‌تنها آنچه را دیگران گفته‌اند برگردان کند بل‌ حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد! در این میان فناوری می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های تاریخی رشد زبان پارسی بوده باشد. جهان امروز بیش از هر دوره‌ی دیگری به زبان‌ها وابسته شده است زیرا بخش بزرگی از زندگی انسان در فضای دیجیتال جریان پیدا کرده است. موتورهای جست‌وجو، شبکه‌های اجتماعی، کتاب‌های دیجیتال، سامانه‌های آموزشی، هوش مصنوعی، نرم‌افزارها و پای‌گاه‌های داده همه به زبان وابسته‌اند. اگر حضور پارسی در این میدان گسترده و باکیفیت نباشد در آینده‌ی دیجیتال سهم کمتری خواهد داشت! از این دید تولید محتوای دقیق علمی، ادبی و تخصصی به پارسی فقط یک فعالیت فرهنگی نیست؛ نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی زبان به شمار می‌آید.

کودک و نوجوانی که جهان را نخست با پارسی می‌شناسد بایست بتواند علوم، هنر، فلسفه و فناوری را نیز به زبانی بیاموزد که با آن فکر می‌کند. این به معنای بریدن از زبان‌های دیگر نیست ولی چندزبانگی زمانی قدرت محسوب می‌شود که زبان مادری یا نخستین زبان اندیشه نیز از امکان تولید دانش و آموزش برخوردار باشد. کار دیگری که می‌توانیم با پارسی انجام دهیم بازگرداندن آن به حوزه‌ی گفت‌وشنود جهانی است، پارسی نبایست تنها برای پارسی‌زبانان سخن بگوید! ادبیات آن می‌تواند ترجمه شود، پژوهش‌های آن می‌تواند به زبان‌های دیگر معرفی گردد، نویسندگان و شاعران آن می‌توانند با جهان به تعامل بیایند، چون تجربه‌های فرهنگی این حوزه شایستگی آن را دارد تا در ادبیات جهان نوین حضور تماشایی‌تر از دیگر زبان‌ها داشته باشد. زبان برای جهانی‌شدن مجبور نیست در لباس زبان دیگری درآید، کافی‌ست آن‌قدر حرف مهم برای گفتن داشته باشد که دیگران نیز خواهان شنیدن آن شوند.

این کار بدون تغییر نوع نگاه پارسی‌گویان به خود زبان ممکن نیست. نبایست پارسی را آن‌قدر خداگونگی ببخشیم که از لمس زندگی روزمره بازبماند! زبان زنده، زبان انسان زنده است که با زندگی حرکت می‌کند، واژه می‌گیرد، واژه می‌سازد، شکل‌های تازه‌ی بیان را می‌آزماید و در برابر نیازهای زمان پاسخ به کف دارد. همان‌گونه که پارسی در گذشته توانسته برای مفاهیم علمی، فلسفی و عرفانی واژگان و تعبیرهای تازه بیافریند، امروز نیز بایست بتواند برای جهان فناوری، علوم اجتماعی، اقتصاد، رسانه و دانش‌های نوین شیوه‌ی ابراز مناسب خود را پیدا کند. پارسی می‌تواند هم‌زمان که به آینده نگاه می‌کند، حافظ فرآورده‌های تاریخی خود نیز باشد! نیازی نیست میان سنت و مدرنیته یکی را قربانی دیگری بسازیم. زبان می‌تواند در یک سوی خود فردوسی و مولانا را نگه دارد و در سوی دیگر در مورد فناوری‌های نوین و مسائل چالش‌زای جهان امروز سخنی با جدیت تمام بگوید. زنده‌بودن زبان دقیقاً در همین توانایی پیوند دادن گذشته و آینده گره خورده است.

آنچه امروز بیش از هرچیزی به جان و روح پارسی می‌فارد در کنار ستایش‌های آمده از فخر دیروز، استفاده‌ی روش‌مند و به‌کارگیری هوش‌مندانه‌ی آن است. اگر می‌خواهیم زبان پارسی هم‌چنان نیرومند و سربلند بماند بایست به آن کتاب‌های ساختارمند بدهیم، دانش بدهیم، رسانه بدهیم، فناوری بدهیم، دانش‌گاه بدهیم و مهم‌تر از همه فرصت اندیشیدن بدهیم. زبان با تعداد سخنرانی‌هایی که در باره‌ی عظمتش برگزار می‌شود زنده نمی‌ماند، با تعداد اندیشه‌های که در آن آفریده می‌شود زندگی می‌کند!

پارسی اگر در گذشته توانسته است از بلخ تا بخارا و سمرقند، از غزنه تا هرات و از خراسان تا هند و آسیای میانه زبان فرهنگ و دانش و ادبیات باشد دلیلش فقط زیبایی واژه‌هایش نبوده است، این بوده که انسان‌هایی آن را به ابزار کار خود درآورده بودند. رودکی با آن شعر آفرید، فردوسی حماسه ساخت، بیرونی دانش نوشت، ابن‌سینا در سنت علمی این حوزه آثار خود را پدید آورد، سنایی و مولانا اندیشه و عرفان را در آن گسترش و نسل‌های بعد نیز این زنجیره را ادامه دادند. زبان زمانی بزرگ می‌شود و امکان گسترش می‌یابد که انسان‌های بزرگ و پرکار آن را به کار بگیرند. پارسی برای در آینده‌ماندن به گذشته پناه نمی‌برد، پارسی به کار ما می‌آید اگر ما نیز به کار پارسی بیاییم.

حسیب احراری

کاروان درجازدن را بس‌که تمرین می‌کندپرچمش را خسته‌گی از شانه پایین می‌کندعشق، گاهی شرط خود را می‌نویسد روی سنگکوه کندن ک...
09/15/2026

کاروان درجازدن را بس‌که تمرین می‌کند
پرچمش را خسته‌گی از شانه پایین می‌کند
عشق، گاهی شرط خود را می‌نویسد روی سنگ
کوه کندن کوهکن را یارِ شیرین می‌کند
در طبابت قرص خواب‌آور علاج درد نیست
لاله را لبخند و غم را گریه تسکین می‌کند
حالِ ما را بعد از این از کس در این مسلخ مپرس
چرخ می‌داند که دایم گوشت ماشین می‌کند!
در مسیر آرزو در دشت سرخ سرنوشت
رستم آن باشد که در خون رخش را زین می‌کند
دوستی وقتی که مطلب‌دار شد با خنده دوست
می‌فریبد دوست را بلعیده تحسین می‌کند
آسمان جدّی نمی‌گیرد کبوتر را، ولی
دست اگر از جان بشوید کار شاهین می‌کند
در سیاست، ناروا را زور می‌سازد روا
شاه بی‌دین هم که باشد تکیه بر دین می‌کند
از شکستن سرخیِ رنگِ رفاقت بی‌غم است
لاله از یک‌رنگیِ ما رنگ گلچین می‌کند
از برادربازیِ کنعان و کابل سوختیم
ورنه یوسف را به هرجا گرگ تضمین می‌کند
جهانگیر ضمیری

ای همدیار عزیزفلک عمریست دور از دوستان میداردم ، بیدل به روی  صفحه ء  آفاق  بیت فرد  را  مانمبی یار و‌بی دیارمانندماندن ...
09/15/2026

ای همدیار عزیز
فلک عمریست دور از دوستان میداردم ، بیدل
به روی صفحه ء آفاق بیت فرد را مانم

بی یار و‌بی دیار
مانندماندن در کویریست بی‌باران
نه ابر می‌گذرد، نه بویِ خاکِ ترشده‌ای می‌آید،
و دل، ترک‌خورده از انتظارِ یک نگاهِ آشنا ست

یاران و یاری شان
بارانِ بی‌دریغِ روزهای خشکِ زندگی‌اند و
آن‌گاه که نیستند،
آسمانِ دل
بی‌سبب هم ابریست و هم بی‌بارش باران

ای کاش نسیمی از یادشان بوزد،
تا این کویر خاموش
بار دیگر
طعمِ باران را به خاطر آورد

مرغ دل شوق هوای شهرغزنی کرده است
بال و پر بشکسته آهنگ سنایی کرده است
هیله من غزنوی

09/15/2026

بیدل به ره عشـق تلاشت خـجلم کرد
پیش‌آ قدمی چند که در پای تو افتم
بیدل

مدخلی بر بیدل اثر محمد میرویس غیاثی | به کوشش فهیم هنرور
سایت سخنور www.sokhanwar.com

نگاهی ساده به مفهوم «هیچ» در ادبیات و عرفاندر ادبیات و عرفان، کلمه «هیچ» به معنای پوچی، ناامیدی یا بن بست نیست. برخلاف ن...
09/14/2026

نگاهی ساده به مفهوم «هیچ» در ادبیات و عرفان

در ادبیات و عرفان، کلمه «هیچ» به معنای پوچی، ناامیدی یا بن بست نیست. برخلاف نگاه‌ های امروزی که «هیچ» را به معنی نابودی و بی‌ معنایی می‌دانند، در ادبیات و عرفان «هیچ» یعنی رها شدن از تعلقات و رسیدن به آزادی؛ فضایی که شاید در ظاهر تهی به نظر برسد، اما در واقع منشأ همه‌ چیز است.

در بخش عرفان، بزرگانی مانند مولانا، سنایی و عطار معتقد بودند انسان تا وقتی «منِ» خودخواه و مغرور دارد، جایی در قلبش برای درک حقیقت باقی نمی‌ماند. برای همین می‌گفتند باید از خودخواهی گذشت و «هیچ شد». وقتی آدم از منیت و غرور خالی شد، تازه ظرف وجودش پر از آرامش و نور می‌شود. در این نگاه، هیچ شدن یعنی زنده شدن واقعی.

در شعر فارسی نیز، شاعران مدام به ما یادآوری می‌کنند که دنیا و مال و مقامش دوامی ندارند و در نهایت چیزی جز «هیچ» نیستند. این حرف برای ناامید کردن نیست، بلکه می‌خواهد بار سنگین حرص، کبر و دغدغه ‌های بی‌ پایان را از دوش انسان بردارد. وقتی بپذیریم بسیاری از چیزها دوام ندارند، سبک‌ و آرام‌ زندگی می‌کنیم.

خلاصه اینکه، «هیچ» دعوت به آرامش است؛ دعوتی به اینکه کمتر حرص بزنیم، فروتن باشیم و از ناآرامی های ذهنی فاصله بگیریم. در دنیای پر هیاهوی امروز که همه مدام در حال دویدن و انباشتن هستند، «هیچ» یعنی نفس کشیدن، دل کندن از چیزهای غیر ضروری و پیدا کردن سادگی در زندگی.

فهیم هنرور

بیشتر بخوانید: https://www.sokhanwar.com/?p=92388

زبان پارسی به عنوان یکی از دیرپا ترین و تاثیر گذار ترین زبان‌‌های جهان، تلفیقی بی‌نظیر از قدمت تاریخی، نرمش دستوری و ژرف...
09/14/2026

زبان پارسی به عنوان یکی از دیرپا ترین و تاثیر گذار ترین زبان‌‌های جهان، تلفیقی بی‌نظیر از قدمت تاریخی، نرمش دستوری و ژرفای فرهنگی را در خود جای داده است. این زبان در گذر قرن های دشوار نه‌ تنها اصالت ساختاری خود را حفظ کرده، بلکه با ظرفیت‌ های واژه‌ سازی و نو آوری شگرف، همواره ابزاری پویا برای بیان اندیشه، هنر و هویت مردمان گوناگون بوده است. در ادامه، ۱۰ ویژگی برجسته و بنیادین از این گنجینه‌ی گران‌ بها از نظر می‌گذرد.

1. نبود ضمیر جنسیّت: در زبان پارسی ضمیرهای مانند او و وی برای زن و مرد هم‌سان است و جنسیّت دستوری نر و ماده (مونث و مذکر) در آن وجود ندارد. این ویژه‌گی در کنار توجه به برابری جنسیتی، از ره‌گذر ارزشی، زمینه‌های یادگیری آسان زبان را برای نوآموزان فراهم می‌سازد؛

2. توانایی ساخت واژه‌گان: زبان پارسی، در ساخت واژه‌گان از گنجایش بزرگی برخوردار است و به نقل از زبان‌شناسان، از طریق ترکیب‌سازی و وندافزایی، دست‌کم توانایی ساخت بیش از ۲۲۵ میلیون واژه‌ی جدید را دارد؛

3. گنجایش برابرسازی‌های پارسی در برابر واژه‌های بی‌گانه: زبان پارسی در بسا از موارد -ونه در همه موارد- از گنجایش گسترده در زمینه‌ی برابرسازی واژه‌های پارسی در برابر واژه‌های بی‌گانه برخوردار است و از همین‌رو، سالانه برابرهای پارسی واژه‌های بی‌گانه در فرهنگستان زبان و ادب پارسی ساخته می‌شود؛

4. داشتن هنجارهای ساده‌ی دستوری: زبان پارسی هنجارهای دستوری ساده دارد. به‌گونه‌ی مثال حرف تعریف (همانند the در انگلیسی) ندارد و از حالت تثنیه (دوگان) هم فارغ است؛

5. خوش‌‌‌آهنگ بودن: زبان پارسی به‌دلیل آهنگ دل‌نشین و داشتن روی‌کرد موسیقایی، از شمار خوش‌‌آهنگ‌ترین زبان‌ها دانسته می‌شود و همین خوش‌آهنگی آن را در هنگام خواندن و شنیدن گوش‌پسند و ذهن‌نواز می‌سازد؛

6. دیرینه‌گی و پاینده‌گی: این زبان با وجود گذار از سه دوره‌ی تاریخی (دوره‌های باستان، میانه و نو) و پشت سر گذاشتن دگرگونی و تهاجم‌های فرهنگی و زبانی بی‌شمار، توانسته‌است ساختار خود را نگه‌داری کرده و بر پایه‌ی دیرینه‌گی، پاینده‌گی‌اش را نیز حفظ کند؛

7. ترجمه‌پذیری: یکی از ویژه‌گی‌های زبان‌های زنده و پویا در حوزه‌ی زبان‌شناسی، گنجایش برگردان و ترجمه‌پذیری آن‌ها است که از این ره‌گذر زبان پارسی بسیار شکوه‌مند است؛ زیرا برگردان آثار نویسنده‌گانی چون: مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، حافظ، خیّام، ابن‌سینا، سعدی، ناصر خُسرو، عطار نیشاپوری و شاعران و نویسنده‌گان امروز پارسی‌زبان به‌زبان‌های زنده‌ی دنیا، گواه این ادعا است؛

8. فراقومی بودن و فرامنطقه‌ای بودن: زبان پارسی، زبان یک قوم و یک منطقه‌ی خاص نیست؛ بل زبان مشترک یک حوزه‌ی فرهنگی-تمدنی کلان است که اکنون دربرگیرنده‌ی افغانستان، ایران، تاجیکستان، سمرقند و بخارا می‌شود؛

9. هوّیت‌ساز بودن: زبان پارسی، در کنار ویژه‌گی‌های زبانی‌اش، بیان‌کننده‌ی هویت گویش‌وران و کاربران این زبان نیز است؛ زیرا هوّیت فرهنگی‌ و تمدنی‌ آنان در حوزه‌ی این زبان شکل می‌گیرد و در همین زبان تکامل می‌کند؛

10. نقش پیوند دهنده: مهم‌ترین ویژه‌گی زبان پارسی در نقش پیوند دهنده‌بودن آن در جغرافیاهای پارسی‌زبانان است و امروزه پارسی‌زبانان با وجود تنوع جغرافیایی، دور یک هوّیت کلان که همانا شهروند بودن زبان پارسی اند، گِرد می‌آیند و این از برکت این زبان است که حتا مرزهای سیاسی، مذهبی و جغرافیایی را می‌شکند و همه را در چنبره‌ی زبان پارسی جمع می‌کند.

از سوی دیگر زبان تبارهای گوناگون نیز است؛ تبارها و اقوامی که اکنون به زبان پارسی سخن می‌زنند و در واقع شهروند واقعی شهرستان پارسی پنداشته می‌شوند.

جاوید فرهاد

بیشتر بخوانید: https://www.sokhanwar.com/?p=92384
سخنور

در هر رهی که پای نهادیم، اثری ماستدر هر دری که کله زدیم، جای سری ماستحاجت نه بُوَد آتش سوزان جهنمچون سایه‌ی دیوار شریران...
09/13/2026

در هر رهی که پای نهادیم، اثری ماست
در هر دری که کله زدیم، جای سری ماست

حاجت نه بُوَد آتش سوزان جهنم
چون سایه‌ی دیوار شریران، سقری ماست

ما را نه بُوَد جنت فردوس امیدی
زیرا که بسی سله کلان هم‌سفری ماست

بیهوده زنیم تیشه به هر کنده‌ی تر توت
آن آهنی که دسته ندارد، تبری ماست

گویند که آرام بُوَد هر گوشه‌ی دنیا
آرامی ندارد، محلی بوُم و بری ماست

هر راکب دانا بیابد رهی خود را
آن مرکبی که پای به گِل مانده، خری ماست

انسان خردمند نرود راه خطا را
چشمی که نبیند رهی خود را، نظری ماست

ما طایفه‌ی بوالهوس و گُشنه گداییم
هر کس که به ما ظلم نماید، پدری ماست

کنگورچی، درین گیر و کش گردش ایام
روز خوشی ما لحظه‌ی یوم‌البدتری ماست

شادروان شیر احمد یاور کنگورچی

کسی در بندِ چشمانِ تو حیرانصدای جَرجَرِ زنجیر و زندانسکوتی هست، شاید کشته باشدکمونستِ دوچشمت را مسلمانشب است و آسمان ابر...
09/13/2026

کسی در بندِ چشمانِ تو حیران
صدای جَرجَرِ زنجیر و زندان
سکوتی هست، شاید کشته باشد
کمونستِ دوچشمت را مسلمان
شب است و آسمان ابری و توفان
دلم قندیل یخ در یک زمستان
تنم چون تک‌درختی سخت تنها
ستاده در مسیر برف و باران
نمی‌دانم چه حال ام‌سال داری
کجا استی و چی احوال داری
نوشتم خط، جوابش هیچ نامد
مگر در زنده‌گی جنجال داری؟
جاوید فرهاد

Address

Fairfax, VA
22033

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when سخنور posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to سخنور:

Shortcuts

Share