Kabul Press

Kabul Press کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی
ناشر و سردبیر: کامران میرهزار
Kabul Press Publisher and Editor: Kamran Mir Hazar
https://www.kabulpress.org/

Kabul Press is a media organization with a mission. As such, it will support and promote individuals, organizations, businesses, and institutions that align with its mission. Its primary goal is not just reporting current events, but providing a deeper focus on areas not usually covered such as:

• Human rights violations

• Women’s rights and their importance in social and political development

• Social development processes and their important connection with national and international peace and security issues

• Democracy and its various components as well as its unique importance in a vulnerable and underdeveloped country

• Reflecting the real problems of Afghanistan and its progress in meeting its security, stability and development challenges

• Internal and external conflicts that are the source of long-term instability and insecurity

• Peace and conflict frameworks which can increase the potential for coexistence among different political and cultural groups

• Exposing corruption and mismanagement by institutions and individuals charged with protecting the public and improving standards of living in Afghanistan

Kabulpress.org was founded in 2004 by Kamran Mir Hazar in Kabul, Afghanistan. Kamran founded Kabul Press to write and publish freely. It brought him praise from liberated people, but attacks from fundamentalists and arrests by the government. He lives in Norway as a political refugee now. Kamran Mir Hazar has published several poetry books in English, including the anthology Poems for The Hazara (125 poets from 68 countries), The Cry of a Mare About to Become a Butterfly, and Stream of Deer. His new poetry book Hazaristan with Haiku Body and a Yellow Mandela will appear in Hazaragi, English, and Italian in 2015. Kamran’s poems have been translated into English, Spanish, Dutch, Arabic, Japanese, Italian and Romanian. He has been invited to several international poetry festivals including the International Poetry Festival of Medellin and the Poetry International Poetry Festival Rotterdam. Mir Hazar is the author of the non-fiction book Censorship in Afghanistan. After the fall of the Taliban, Kamran founded Kabul Press to write and publish freely.

از جامعهٔ نیاز به جامعهٔ میل: دگرگونی پنهان در سرمایه‌داری مدرنآنچه امروز ما آن را «زندگی عادی» می‌نامیم، در حقیقت نتیجه...
15/04/2026

از جامعهٔ نیاز به جامعهٔ میل: دگرگونی پنهان در سرمایه‌داری مدرن

آنچه امروز ما آن را «زندگی عادی» می‌نامیم، در حقیقت نتیجهٔ یک دگرگونی عمیق و آرام است؛ دگرگونی‌ای که نه با اجبار، بلکه با تصویر، روایت و تکرار شکل گرفته است. انسان معاصر دیگر صرفاً برای رفع نیازهایش زندگی نمی‌کند، بلکه در شبکه‌ای از میل‌های بی‌پایان تنیده شده است. این تغییر، حاصل منطق سرمایه‌داری مدرن است؛ نظمی که در آن، نه‌فقط کالاها، بلکه خودِ «خواستن» تولید و هدایت می‌شود—نظمی که از مرزهای کشورهای غربی گذشته و به تجربه‌ای جهانی بدل شده است.

گذار از «نیاز» به «میل»

در گذشته، تبلیغات بیشتر نقش اطلاع‌رسانی داشت. اما از اوایل قرن بیستم، به‌ویژه در چارچوب سرمایه‌داری مدرن، یک تغییر بنیادین رخ داد:
• نیازها محدودند
• اما میل‌ها بی‌پایان‌اند

از این‌رو، نظام اقتصادی به‌جای تکیه بر نیاز، به سمت تولید میل‌های بی‌پایان حرکت کرد. دیگر هدف این نبود که مردم آنچه لازم دارند بخرند، بلکه این بود که همواره چیزی برای خواستن داشته باشند.

فروش هویت، نه کالا

تبلیغات مدرن دیگر نمی‌گوید:
«این محصول مفید است»

بلکه می‌گوید:
• «با این، تبدیل به چه کسی می‌شوی»
• «دیگران تو را چگونه خواهند دید»
• «چه نوع زندگی‌ای خواهی داشت»

در اینجا، کالا بهانه است؛ آنچه فروخته می‌شود:
• هویت
• جایگاه اجتماعی
• احساس ارزشمندی

مهندسی روان انسان

تبلیغات مدرن بر پایه روان‌شناسی بنا شده است. این نظام دقیقاً می‌داند چگونه میل را تحریک کند:
• نیاز به تأیید دیگران
• کشش‌های جنسی
• میل به لذت و راحتی
• ترس و ناامنی
• عطش برتری و موفقیت

در واقع، تصمیم‌های ما بیش از آنکه منطقی باشند، احساسی‌اند؛ و تبلیغات دقیقاً همین لایه احساسی را هدف می‌گیرد.

خلق «کمبود»

یکی از عمیق‌ترین سازوکارهای تبلیغات این است:
ابتدا در انسان احساس «ناکافی بودن» ایجاد می‌کند

با نمایش:
• بدن‌های ایده‌آل
• زندگی‌های لوکس
• موفقیت‌های اغراق‌شده

و سپس راه‌حل ارائه می‌دهد:
«این را بخر، کامل می‌شوی»

در اینجا، میل نه از درون، بلکه از احساس کمبودِ القاشده شکل می‌گیرد.

چرخه بی‌پایان میل

این نظام به‌گونه‌ای طراحی شده که هرگز متوقف نشود:
• احساس کمبود
• خرید
• رضایت موقت
• ظهور میل جدید

این چرخه، انسان را در وضعیت دائمی «خواستن» نگه می‌دارد.

در نهایت، مرز میان «نیاز» و «میل» به‌شدت مبهم می‌شود:
• نیازها به میل‌ها گره می‌خورند
• میل‌ها بی‌انتها و خودتقویت‌کننده می‌شوند

انسان در جهانی قرار می‌گیرد که در آن: «خواستن» جای «بودن» را می‌گیرد.

آنچه در تبلیغات مدرن—در چارچوب سرمایه‌داری جهانی—رخ می‌دهد، صرفاً تشویق به مصرف نیست، بلکه:
• تولید نظام‌مند میل
• پیوند دادن هویت با مصرف
• و نگه‌داشتن انسان در چرخه‌ای پایان‌ناپذیر از خواستن است.

و مهم‌ترین نکته این است که:
هرچه این چرخه قوی‌تر شود، فاصله انسان از آرامشِ درونی بیشتر می‌گردد.

جعفر رضایی

گزارش همایش گرامیداشت از روانشاد سلطان علی کشتمند در تورنتوی کاناداوفات روانشاد سلطان علی کشتمند سابق وزیر پلان، معاون ر...
13/04/2026

گزارش همایش گرامیداشت از روانشاد سلطان علی کشتمند در تورنتوی کانادا

وفات روانشاد سلطان علی کشتمند سابق وزیر پلان، معاون رئیس جمهور و نخست وزیر افغانستان، مردم را به یاد بزرگی او انداخت و یکی از برازنده ترین همایش در گرامیداشت از شخصیت و کارکرد های وی در تورنتوی کانادا برگزار شد.
در این همایش صد ها علاقه مند در مورد شخصیت، دانش، اندیشه ، اخلاق و کارکرد های روانشاد سلطان علی کشتمند سخن گفتند.
در آغاز حبیب الله میهن یار بیوگرافی روان شاد کشتمند را به تفصیل بیان کرد که در بیوکرافی وی نکات ذیل قابل یادآوری است :
جناب کشتمد یکی از بنیادگذاران حزب دموکراتیک خلق بوده؛ در انتخابات پارلمان دوره ظاهر شاه کاندید بوده، ولی در نتیجه دسیسه حکومت به پارلمان راه نیافته است؛ او در حدود صد مقاله را در جریده پرچم نشر کرده؛ بعد از ششم جدی وزیر پلان افغانستان مقرر شده؛ در زندان حفیظ الله امین شکنجه شده، توسط افراد حفیظ الله امین محکوم به اعدام شده و بعدا حکم اعدام به 20 سال حبس تنزیل یافته است؛ بعد از سرنگونی حفیظ الله امین از زندان آزاد شده است.
آقای کشتمند بعد رهایی از زندان دو دوره نخست وزیر افغانستان بوده که در این ها دوره ها، شورای مرکزی هزاره در چوکات وزارت امور اقوام و قبایل ایجاد گردیده و خدامات زیاد را به مردم انجام داده است. آقای میهن یار در فشرده صحبتش اظها داشت که محترم زنده یادکشتمند در هر دو دور صدارت ، توجه ویژه یی درین زمینه های ذیل انجام داده است:
-باز سازی و رشد زیربنا های اقتصادی ،کشاورزی و آبیاری ، انرژی ، صنایع و ساختمان، راه سازی، تعلیم و تربیه ،تربیت هزاران کادر های تخصصی ، بگونه پلان شده و منظم . - اقدامات مشخص و مهم در جهت رفع هرگونه ستم و تبعیض بر اقلیت های ملی مانندهزاره ها ،اوزبیک ها ، ترکمن ها ، تاجک ها، گروه ها و قوم های محروم و ستم دیده ی پشتون و ملیت های گوناگون دیگر .
گام های مهم در جهت رفع تبعیض در برابر پیروان مذهب های دیگر.
- ایجاد اداره ی عمومی امور ملیت ها زیر سرپرستی خودش ،تشکیل و ایجاد شورای مرکزی هزاره ،و سایر اقوام و ملیت ها در پهلوی وزارت قبایل و سرحدات .
- مردم ما، تمام کسانی که درزندگی بااودرتماس بوده اند متفق القول هستند که زنده یادکشتمند گذشته ازذکاوت وحضور ذهن ودانش بالائی که داشت، با مردم همیشه به طور یکسان متواضع بوده وبا فرهنگ بالا وصداقت کم نظیری برخورد داشتند.

سخنران دوم ملالی لیوال بود که ضمن صحبت های خود، نکات ارزنده ای را در باره تخلص آقای کشتمند که فرزنده دهقانی بوده و یاجا با پدرش به کشت و کار اشتغال داشته، بیان کرد.
سپس انیس زیرک شعری از رضا واثق را که با این همایش همخوانی داشت، قرائت کرد.
پیام اسد الله کشتمد برادر سلطان علی کشتمند که بیشتر به تشکری از برگزاری بزرگداشت و شرح خصوصیات فردی، اخلاقی، وفاداری و تقوی سیاسی کشتمند متوفی بود، از طریق آنلاین به نمایش گذاشته شد.
محمد امین حلیمی در باره جنبش چپ و راست بحثی را سر کرد و با بسیار احتیاط و مروت مقایسه ای از خصلت ها و ویژه گی های فردی بابه مزاری سخن در میان آورد و بیشتر بر این حرف تاکید نمود که آقای کشتمند گفته است که "من فرزند هزاره شیعه هستم."
سردارمحمد رحمن اوغلی سابق وکیل پارلمان و سفیر افغانستان در اوکراین در باره شخصیت ببرک کارمل، مهارت ها و تخصص روانشاد کشتمند صحبت کرد. آقای اوغلی ضمن صحبت های مفیدش، ادعایی را که گویا "همه بدبختی ها از حزب دموکراتیک خلق افغانستان شروع شد" را به نیکویی تشریح کرد و با دید فراخ و نگاه ژرف استدلال کرد که بدبختی ها در افغانستان علت و انگیزه های عمیق تر و گسترده تر از این ادعا را دارد.
محمد یعقوب، نجیبه درویش ، حمیرا کهزاد، انجنیر سخی غیرت، جمیله ناب، داکتر نظام الدین رضایی، وزیر محمد اویستا، آزاده برات، نادر وصال، نصرالدین پیکار، هر کدام گوشه های از موضوعات پیرامون فعالیت، شخصیت و دوران حکومت روانشاد کشتمند را تشریح کردند.
در اخیر استاد حسن علی عدالت از همه افراد و گروه های که در برگزاری همایش گرامیداشت از روانشاد سلطان علی کشتمند سهم فعال داشتند، تشکر کرد و شخصیت وی را فراقومی توصیف کرد.
استاد حسن علی افزود که روانشاد کشتمند در دوره مهاجرت زندگی پر باری در عرضه های فرهنگ داشت که نتیجه آن نوشتن 13 جلد کتاب است. از کتاب های وی سه جلد آن چاپ شده و ده جلد آن زیر چاپ است. ده جلد کتاب چاپ ناشده آقای کشتمند دارای 3000 صفحه است که معلومات گسترده تاریخی و سیاسی شامل آن می باشد. پس او به ادعای بعضی ها گوشه گیر نبود. زیرا اشتراک در جلسات کم ارزش کلیشه ای، انجویی و استخباراتی را پائین تر از شخصیت خود میدانست.
همچنان آقای عدالت از دیدار ها و خاطره های خود که با آقای کشتمند داشت یادآوری کرد و آنها را از شیرین ترین و با ارزش ترین لحظات زندگی خود دانست.

تبصره گزارشگر: بعد از اعلان برگزاریِ همایشِ گرامیداشتِ روانشاد کشتمند، گروه های که بزنس جامعه را در اختیار دارند و خود را در قالب دین، جهاد و رسانه ها جا زده اند، دست به تبلیغات گسترده زدند، تا از برگزاری این اقدام جلوگیری کنند. اما عظمت و جلال کمی و کیفی همایش طوری بود که نظیر آن حد اقل در پنج سال اخیر در تورنتو دیده نشده است.
بعد کمی همایش طوری بود که مردم بالا تر از گنجایش بنکویت هال که برای 500 مهمان آمادگی گرفته بود، حضور داشتند. بعد کیفی آن در تنوع و پلورالیزم سخنان گفته شده ، نظم و فضای احترام و صمیمیت تبلور داشت. سخنان ناگفته شده که در قالب ها نمی گنجیدند، در این همایش به رهایی و بالندگی رسیدند و گفته شدند.
برگزاری همایش جامعه را آبستن تحول ساخت. تحولی که دیگر انحصار سخن و بیان عقاید در شالوده های قالب شده گنجایش ندارد، ولو اگر این قالب ها را "مقدس سازی" کرده باشند.
همایش شِکوهمند بزرگداشت از روانشاد سلطان علی کشتمند پیروزی آزاد اندیشی، سیقل احترام به دیگر اندیشی و ناکامی انحصار و زورگوی بود.
این بود گزارش خبری، تحلیل هایی در این مورد بعدا نشر خواهد شد.

گزراشگر: ثنا نیکپی
تصویربردار: نجیب الله مسافر
گرداننده های همایش: رخشانه احمدی و محمد بدخش

گزارش تصویری از مراسم یادبودِ شادروان سلطانعلی کشتمند، صدراعظم پیشین افغانستان و مبارز چپ‌گرا، در تورنتو، کانادا. عکاس: ...
13/04/2026

گزارش تصویری از مراسم یادبودِ شادروان سلطانعلی کشتمند، صدراعظم پیشین افغانستان و مبارز چپ‌گرا، در تورنتو، کانادا.

عکاس: نجیب الله مسافر

امروز همایش یادبود روانشاد سلطان علی کشتمند نخست وزیر سابق در شهر تورنتوی کانادا برگراز می شود، ورود علاقه مندان آزاد اس...
12/04/2026

امروز همایش یادبود روانشاد سلطان علی کشتمند نخست وزیر سابق در شهر تورنتوی کانادا برگراز می شود، ورود علاقه مندان آزاد است.

لطفا با اعترض کننده های تبعیض علیه زبان ازبکی در افغانستان بپیوندید!
12/04/2026

لطفا با اعترض کننده های تبعیض علیه زبان ازبکی در افغانستان بپیوندید!

Stop discrimination against Uzbek language and culture in Afghanistan

مراسم افتتاحیه «فدراسیون سازمان‌های هزاره در آلمان» با همکاری و میزبانی «مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ» شنبه 04.04.2026 بر...
09/04/2026

مراسم افتتاحیه «فدراسیون سازمان‌های هزاره در آلمان» با همکاری و میزبانی «مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ» شنبه 04.04.2026 برگزار شد!

شهر مونیخ آلمان در تاریخ چهارم اپریل 2026، شاهد رویدادی تاریخی برای شهروندان افغانستانی مقیم این کشور بود.
نهاد «فدراسیون سازمان‌های هزاره در آلمان» با میزبانی مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ و به نمایندگی از 18 نهاد رسمی و فعال جامعه افغانستان در ایالت‌ها و شهرهای مختلف این کشور طی یک مراسم باشکوه، رسماً افتتاح و اعلام موجودیت کرد.
این گردهمایی مسئولین و اعضای نهادهای اجتماعی هزاره‌ها در آلمان گامی مهم در راستای تقویت همبستگی، هماهنگی و شکل‌گیری یک صدای واحد برای این جامعه در دیاسپورا به شمار می‌رود. در این مراسم که با حضور چشمگیر فعالان اجتماعی و فرهنگی، دانشجویان، هنرمندان، مسئولان و نمایندگان نهادها برگزار شد، برنامه‌های متنوعی به اجرا درآمد.
این رویداد با سخنان محمدرضا باقری، از مسئولان مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ، به‌طور رسمی آغاز شد. آقای باقری ضمن عرض خوش‌آمد به شرکت‌کنندگان، این اتفاق را تاریخی خواند و از آن به‌ عنوان نقطه‌ عطفی در تاریخ هزاره‌های مقیم آلمان یاد کرد.

سپس گردانندگان برنامه خانم ثریا صالح (از مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ) و آقای عنایت‌الله طاها (تیم فدراسیون) ضمن عرض خیر مقدم و تبریک به مناسبت تاسیس و افتتاح رسمی فدراسیون، آجندای مراسم را تشریح نموده و جزییات اجرایی برنامه را به سمع حضار رسانیدند.

در ادامه، داکتر مصطفی ناصری، رئیس هیئت اجرایی فدراسیون، به تلاش‌های یک‌ونیم سال گذشته‌ی سازمان‌ها برای ایجاد یک «نهاد چتر» پرداخت. وی با تأکید بر ضرورت عبور از پراکندگی و استفاده مؤثر از سرمایه‌های انسانی، اهداف تأسیس این فدراسیون را تشریح کرد. آقای ناصری موفقیت این ساختار را در گرو رعایت اصول، مشارکت جمعی و پای‌بندی به ارزش‌های مشترک دانست و بر اهمیت حمایت از نسل جوان،
نخبگان و نقش‌آفرینی بیشتر بانوان تأکید ورزید.
مراسم با سخنان خانم سونگول آک‌پینار (Songül Akpınar)، عضو هیئت‌ مدیره انجمن MORGEN e.V (شبکه/ اتحادیه سازمان‌های مهاجرین در مونیخ) ادامه یافت. ایشان ضمن تبریک تأسیس این فدراسیون، بر ضرورت تلاش مشترک جامعه مهاجران در سراسر جهان جهت ترویج صلح و پاسداری از ارزش‌های حقوق بشری تأکید کرد.
در بخش بعدی برنامه، مسئولان کمیته‌های سه‌گانه فدراسیون (شامل کمیته‌های فرهنگ و آموزش، رسانه، و اقتصاد) و نمایندگان هیئت‌های مشاوره و نظارت، ساختار خود را معرفی کردند. اولویت‌های کاری این بخش‌ها در حوزه‌هایی چون آموزش، هویت فرهنگی، کارآفرینی، ارتباطات و حضور رسانه‌ای تشریح شد و بر ایجاد ساختارهای منسجم، شفاف و پاسخگو به‌عنوان پیش‌نیاز موفقیت، تأکید ویژه‌ای صورت گرفت. همچنین در جریان این مراسم، از وب‌سایت رسمی فدراسیون نیز رونمایی به عمل آمد و از آغاز یک پژوهش سراسری درباره وضعیت اجتماعی، اقتصادی و مهاجرتی هزاره‌های مقیم در آلمان نیز خبر داده شد.
در بخش دوم مراسم، میزگردی تخصصی با موضوع «بررسی فعالیت‌های مدنی و سازمانی نهادها در میان جامعه دیاسپورای افغانستان» با مدیریت آقای حسن غلامی و حضور داکتر کبرا توسلی، آقای سالم صفری و آقای عبدالله حسینی برگزار شد.
در حاشیه این رویداد، نمایشگاهی از فعالیت‌های نهادهای عضو فدراسیون در قالب «ارائه پوستر (Poster Presentation)» برپا گردید. این بخش که با هدف تقویت شناخت متقابل، تبادل تجربه و گسترش همکاری میان نهادها طراحی شده بود، به حاضران این فرصت را داد تا بر اساس معیارهای تعیین‌شده، به فعالیت نهادها امتیاز دهند. در پایان، از نهادهایی که بیشترین امتیاز را کسب کرده بودند، با اهدای لوح سپاس و تقدیرنامه، قدردانی به عمل آمد.
افزون بر برنامه‌های رسمی، فراهم‌سازی فضای گفت‌وگو و شبکه‌سازی میان نهادها و اجرای موسیقی زنده توسط هنرمندان محلی، جلوه خاصی به این رویداد بخشید که با استقبال گرم شرکت‌کنندگان روبه‌رو شد.
در مجموع، این مراسم آغازگر مسیری روشن برای گذار از پراکندگی به سوی انسجام و همکاری بیشتر ارزیابی شد؛ مسیری که موفقیت آن به مشارکت فعال، اعتمادسازی متقابل و وحدتِ عمل نهادهای عضو بستگی خواهد داشت.

در بخش اختتامیه مراسم، غفور صداقت به نمایندگی از مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ آلمان، به‌عنوان نهاد میزبان، از حضور مسئولین فدراسیون و نماندیگان نهادهای اشتراک‌کننده در مراسم و حضار تالار ابراز امتنان و قدردانی کرد. وی در سخنان خود به روند فعالیت‌ها و نشست‌های پیشین این نهاد اشاره نمود و بیان داشت که نشست‌های ایجاد فدراسیون هزاره‌های آلمان در چند مرحله برگزار شده‌اند؛ نخستین جلسه در شهر برلین به تاریخ 5 اکتبر 2024 به میزبانی انجمن اتحاد، دومین جلسه در شهر ایرفورت به تاریخ 21 جون 2025 به میزبانی انجمن غرجستان و موف، و سومین جلسه در شهر دوسلدورف به تاریخ 21 دسامبر 2025 به میزبانی انجمن کاج و سازمان رشد برگزار شده است.
او افزود چهارمین نشست و اعلام موجودیت سازمان، امروز شنبه 4 اپریل 2026، به میزبانی مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ آلمان برگزار گردیده است. وی ضمن قدردانی از همکاری همکاران خود، خاطرنشان کرد که این مرکز در طول سال میزبان برنامه‌های متعدد فرهنگی و هنری می‌باشد، تیم اجرایی نهاد ما تنها در مدت یک ماه گذشته میزبان و برگزار کننده 6 برنامه بزرگ اجتماعی و هنری من جمله بزرگداشت سالیاد شهادت بابه مزاری، 4 کنسرت هنری با حضور بانو الهه سرور در شهرهای مختلف آلمان و امروز مراسم افتتاحیه فدراسیون هزاره‌های آلمان بوده است، همچنان نهاد ما اعیاد، جشن‌ها و‌ مناسبت‌های متعدد دیگری را نیز در پلان کاری خود دارد که در ماه‌های آینده برگزار خواهد شد.
آقای صداقت در ادامه، از همکاری تمامی دست‌اندرکاران در بخش‌های مختلف، تدارکات، مالی، خدمات، رسانه‌ای و اداری قدردانی به عمل آمد. در پایان مراسم، برنامه با گرفتن عکس یادگاری حضار به پایان رسید و پس از آن، جلسه هیئت نظارت با حضور اعضای شان به‌منظور بررسی و برنامه‌ریزی فعالیت‌های آینده نیز به مدت یک ساعت دوام یافت.

مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ از حضور موثر و همکاری ارزشمند هییت مدیره و تیم کاری فدراسیون که طی چند ماه گذشته برای تدوین و برگزاری مراسم افتتاحیه صادقانه و بی‌وقفه تلاش نمودند و با حضور خود در مراسم این نشست را ماندگار ساختند قدردانی و سپاسگزاری می‌نماید.

با سپاس و قدردانی ویژه از همکاران تیم اجرایی مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ به ویژه هریک عزیزان
هنرمندان و دمبوره نوازان: آقایان وحید رحیمی و محمد رضایی
تصویر برداران: آقایان محرم ابراهیمی و بصیر اکبری
تیم پذیرایی: آقایان قیوم شریفی، آصف مرادی، طاهر محمودی، ناظر اکبری، ایوب بهزاد، رضا باقری، احمد ناصری، بانو عاطفه صداقت،
جناب صبور و تیم خدماتی وطن رستورانت

-----------------------------------------------

اعلامیه حزب توده ایران به مناسبت درگذشت رفیق سلطان علی کشتمندبدرود رفیق کشتمند گرامی، بدرود!رفیق سلطان‎علی کشتمند، از پی...
07/04/2026

اعلامیه حزب توده ایران به مناسبت درگذشت رفیق سلطان علی کشتمند

بدرود رفیق کشتمند گرامی، بدرود!
رفیق سلطان‎علی کشتمند، از پیش‌گامان و مبارزان راه رهایی مردم زحمتکشِ افغانستان و از بنیادگذاران “حزب دمکراتیک خلق افغانستان” و صدراعظم این کشور در دوران استقرار “جمهوری دمکراتیک افغانستان” درتاریخ ۲۲ اسفندماه ۱۴۰۴ در سن نود سالگی در تبعید در شهر لندن درگذشت. رفیق کشتمند اقتصاددانی توانا و سیاستمداری برجسته و خوش‌فکر و انسانی بسیار فروتن، از رهبرانِ محبوبِ جناحِ “پرچم” حزب دمکراتیک خلق افغانستان بود که در دوره‌هایی از ریاست‌جمهوری زنده‌یادان رفقا ببرک کارمل و نجیب‌الله در زمانه‌ای پرآشوب و پرگزند و سرشار از توطئۀ نیروهای داخلی و خارجی علیه کشور، حکومت و مردم افغانستان نزدیک به ده سال سکان‌دار صدارتِ کشور افغانستان بود.

رفیق سلطان‎علی کشتمند در تاریخ ۳۱ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی در حومۀ شهر کابل در خانواده‌ای کشاورز و تنگدست چشم به جهان گشود. او ناچار بود از دوران نوجوانی برای کمک به امرار معاش خانوادۀ خود کار کند. پدر و مادر او علیرغم تنگدستی اما بسیار مایل بودند تا فرزندانشان دارای تحصیلات دانشگاهی شوند. رفیق کشتمند از دوران تحصیل در دبیرستان رفته‌رفته به مسایل سیاسی روی آورد. آشنایی او در کودکی با درد و رنج زحمتکشانِ افغانستان از او انسانی مبارز و عدالت‌جو ساخته بود. آشنایی او با رفیق ببرک کارمل که شش سال از او بزرگ‌تر و در آن هنگام فعال سیاسی بود بر جهت‌گیری او بی‌گمان تاثیری مشخص گذاشت. در این دوران پخش کتاب و نشریه‌های حزب تودۀ ایران در افغانستان و به‌ویژه در شهر کابل نیز در آشنایی جوانان آزادی‌خواه و گرویدن آنان به اندیشه‌های چپ و مارکسیستی-لنینیسیتی بی تاثیر نبود. رفیق کشتمند پس از پایان دوران دبیرستان توانست با استعداد و پشتکار ویژه‌اش در سال ۱۳۴۰ در رشتۀ اقتصاد و حقوق با رتبۀ دوم از دانشگاه کابل فارغ‌التحصیل شود. او در دوران دانشجویی با نشریه‌های گوناگون سیاسی و اقتصادی همکاری می‌کرد و با دریافت حق‌الزحمه به نوشتن مطلب یا انتشار ترجمه می‌پرداخت و از این راه تلاش می‌کرد تا به امور مالی خانواده‌اش کمک کند. رفیق کشتمند که خود را دهقان‌زاده‌ای واقعی می‌دانست، در آن هنگام از نام “کشتمند” به‌عنوان تخلص در نوشته‌های خوداستفاده می‌کرد. دیرتر این نام به نام خانوادگی او و بستگانش تبدیل شد. رفیق کشتمند پس از پایان تحصیل چندی به عنوان آموزگار و سپس به‌عنوان کارمند وزرارت معادن و صنایع سرگرم به کار شد.

گفتنی است که “حزب دمکراتیک خلق افغانستان” در روز ۱۱ دی­ماه ۱۳۴۳ در کابل بنیادگذارده شد. رفیق سلطان‎علی کشتمند که در آن هنگام ۲۹ ساله بود در کنار زنده‌یادان رفقا ببرک کارمل، نوراحمد نور و شماری دیگر از پیشگامان جنبش چپ و آزادیخواهی مردم افغانستان از جملۀ بنیادگذاران این حزب بود و به عنوان عضو کمیتۀ مرکزی آن نیز انتخاب شد. پس از انشعاب در داخل حزب، در جناح “پرچم” به رهبری رفیق کارمل به فعالیت خود ادامه داد و پس از وحدت دو جناحِ این حزب (پرچم و خلق) در سال ۱۳۵۵ به عضویت دفتر سیاسی حزب انتخاب شد. به‌قدرت رسیدن نورمحمد تره­کی و حفیظ­الله امین از جناح “خلق” در افغانستان دربازهٔ زمانی پس از به‌پیروزی رسیدن انقلاب ثور- از اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۷ تا دی­ماه ۱۳۵۸- با رخدادهایی توفانی و برخوردهایی بی­رحمانه نسبت به مخالفان، مردم عادی، و به‌ویژه اعضای حزب از جناح “پرچم” همراه بود. سیاست‌های تندروانه، زورگویانه، وسرکوب­گرانهٔ دولت تره­کی- حفیظ­الله امین که با پیگردها، دستگیری­های گسترده، زندانی کردن­ها، شکنجه و اعدام مخالفان آمیخته بود، به ناخشنودی گسترده در میان مردم دامن زد. رفیق کشتمند نیز که در این هنگام به‌عنوان وزیر برنامه‌ریزی خدمت می‌کرد دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت و تنها پس از ورود نیروهای اتحاد شوروی و به قدرت رسیدن جناح پرچم به رهبری رفیق کارمل، پس از سپری کردن ۱۷ ماه، از زندان آزاد شد. گفته می‌شود که در آن هنگام بیش از ۱۶ هزار زندانی سیاسی و عقیدتی از زندان‌های کشور افغانستان آزاد شدند. رفیق کشتمند توانست در سال‌های صدارت خود که حدود ده سال طول کشید با پیشبرد برنامه‌ها و اصلاحاتی در زمینه‌های گوناگون مانند آموزش و پرورش، بهداشت، خدمات عمومی و همچنین اصلاحات ارضی تا حدی معین به اوضاع کشور در آن شرایط پرالتهاب سروسامان دهد. رفیق کشتمند پس از ترور نافرجام و شلیک گلوله به سوی او در سال ۱۳۷۰ که گردن و شقیقه‌اش را زخمی کرد چندین بار مورد جراحی قرار گرفت. او پس از استعفا از مقام صدارت برای درمان به مسکو رفت و یک سال پس از آن به‌همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کرد. رفیق کشتمند گذشته از فعالیت‌ها و کار و تلاش ارزشمند انقلابی خود، برای ما توده‌ای‌ها از جایگاهی ویژه نیز برخوردار است. در دوران نخست وزیری رفیق کشتمند بود که حکومت جمهوری اسلامی در دو نوبت در بهمن‌ماه ۱۳۶۱ و اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۲ به حزب ما یورش برد و موجب گریز و مهاجرت ناخواستۀ بخشی بزرگ از رفقای توده‌ای به کشور افغانستان شد. رفقا ببرک کارمل و کشتمند و دیگر رفقای حزب دمکراتیک خلق افغانستان با روی باز و دستان گشاده و مهمان‌نوازی سخاوتمندانۀ خود تلاش کردند تا میزبانی مهربان برای رفقای ما که از ساطور خون‌چکان جمهوری اسلامی گریخته بودند باشند. حزب ما هرگز این برخورد صمیمانه و رفیقانۀ رفقای حزب دمکراتیک خلق افغانستان و رهبران صدیقش را که در سخت‌ترین شرایط میهنشان به یاری توده‌ای‌ها شتافتند، فراموش نخواهد کرد. پیکر رفیق سلطان‌علی کشتمند در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۴ با بدرقۀ شماری بسیار از رفقا و دوستدارانش در آرامستان بزرگ “پاتنی ویل” در جنوب غربی شهر لندن به خاک سپرده شد.

حزب تودۀ ایران با اندوهی بزرگ درگذشت رفیق گران‌مایه سلطان‌علی کشتمند را به زحمتکشان و مردم شریف افغانستان، خانوادۀ ارجمند و تمامی رفقا، یاران، دوستداران و رهروان ایشان و به‌ویژه به رفیق گرامی اسدالله کشتمند، برادر ارجمند ایشان، تسلیت می‌گوید.

یادش گرامی و راهش پررهرو باد!

حزب تودۀ ایران ۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۷، ۱۷ فروردین ۱۴۰۵

تور بهاری 2026 بانو الهه سرور در شهرهای مونشن و نورنبرگ آلمان با میزبانی موسسه هنری وطن!Elaha Soroor Liveconcert in Münc...
27/03/2026

تور بهاری 2026 بانو الهه سرور در شهرهای مونشن و نورنبرگ آلمان با میزبانی موسسه هنری وطن!

Elaha Soroor Liveconcert in München und Nürnberg Deutschland!
: Sa. 28.03.2026. ab 16:00-20:00 Uhr
📍Adresse: Quiddestrataße 4, 81735 München
: So. 29.03.2026 ab 16:00-20:00 Uhr
📍Adresse: Matthäus-Herrmann-Platz 2, 90471 Nürnberg

🔴 ثبت نام و رزرو تیکت، از طریق لینک زیر و یا QR Code (مبلغ تیکت به صورت نقدی در ورودی سالن دریافت می‌شود).
https://www.eventbrite.de/e/1984510747066?aff=oddtdtcreator
🟣نوت: اگر با رزرو آنلاین آشنایی ندارید، میتوانید یک ساعت قبل از شروع کنسرت تیکت خود را در ورودی سالن خریداری نمایید.
مبلغ آن را هنگام ورود به سالن پرداخت نمایید).

—————————————————
‎ معلومات و هماهنگی:
+49 155 67154885
Social Media: .Institute
—————————————————
LiveConcert 2026 Germany Tour

بیشتر کسانی که دربارهٔ سلطان‌علی کشتمند نوشته‌اند، بر یک نکته اتفاق نظر دارند: او تا پایان عمر با مناعت نفس، قناعت و پاک...
26/03/2026

بیشتر کسانی که دربارهٔ سلطان‌علی کشتمند نوشته‌اند، بر یک نکته اتفاق نظر دارند: او تا پایان عمر با مناعت نفس، قناعت و پاک‌دستی زیست. کشتمند نزدیک به ده سال صدراعظم بود، اما از قدرت برای ثروت‌اندوزی استفاده نکرد. نه سرمایه‌ای اندوخت، نه زندگی اشرافی ساخت؛ تنها یک آپارتمان کوچک دولتی داشت و حتی موتر شخصی هم نداشت.

در غرب، به‌ویژه در آمریکا، بسیاری از سیاستمداران مشهور پس از پایان مأموریت‌شان، با نوشتن کتاب، برگزاری سخنرانی‌ها و فروش بلیت، شهرت خود را به کالا تبدیل می‌کنند. اما کشتمند، با آن‌که نزدیک به سه دهه در مهاجرت در لندن زندگی کرد و در میان مردم نیز محبوب بود، هرگز خاطره‌فروشی نکرد و از نام و گذشتهٔ سیاسی‌اش برای پول‌سازی بهره نگرفت. او تا آخر عمر، ساده و با عزت زندگی کرد.

به باور من، ریشهٔ این مناعت نفس را باید در جهان‌بینی چپ او جست‌وجو کرد؛ به‌ویژه در ماتریالیسم دیالکتیک.
..................

حالا توضیح میدهیم که ماتریالیسم دیالکتیک چیست؟

ماتریالیسم دیالکتیک (ماده‌باوری دیالکتیکی) نام نظام فلسفی‌ای است که در سنت مارکسیسم–لنینیسم شکل گرفته و می‌گوید واقعیت نهایی جهان «مادی» است و این واقعیت مادی بر اساس قوانین «دیالکتیکی»، یعنی از راه تضاد و دگرگونی دائمی، پیش می‌رود.

عناصر اصلی ماتریالیسم دیالکتیک

ماتریالیسم یعنی: نفی وجود مستقل و برترِ روح یا ایده، و تأکید بر این‌که طبیعت و ماده مقدم بر ذهن و آگاهی(consciousness) است.

دیالکتیک یعنی: پذیرش این‌که همه پدیده‌های مادی درون خود تضاد دارند، در حال حرکت و تغییرند، بر هم تأثیر متقابل می‌گذارند و از طریق جهش‌های کیفی به مراحل بالاتر تکامل می‌یابند.

ارتباط با جامعه و تاریخ
همین منطق دیالکتیک مادی وقتی در مورد جامعه و تاریخ به‌کار می‌رود، به «ماتریالیسم تاریخی» تبدیل می‌شود؛ یعنی تحلیل تاریخ و جامعه بر اساس زیربنای اقتصادی–مادی و تضادهای طبقاتی.

تفاوت با دیالکتیک هگل

دیالکتیک هگل را معمولاً «ایده‌آلیستی» می‌دانند، چون نقطه آغاز و نقطه رجوع آن «ایده» و «روح» است؛ ماتریالیسم دیالکتیک می‌گوید باید همین شکل دیالکتیکی را حفظ کرد، اما آن را «واژگون» نمود: به‌جای ایده، «ماده» و «پراکسيس» انسانی (کنش و کار انسان در جهان مادی) محور قرار می‌گیرد.
..................

ماتریالیسم دیالکتیک به زبان ساده

خیلی ساده اگر بگوییم، ماتریالیسم دیالکتیک یعنی این‌که دنیا از ماده ساخته شده است و همه‌چیز در اثر تضاد و تغییر دگرگون می‌شود.

یعنی جهان را خدا، روح یا فکر به‌وجود نیاورده، بلکه ماده اساس همه‌چیز است. همچنین هیچ چیز ثابت، آرام و ابدی نیست؛ همه چیز در حال حرکت، تغییر و تحول است.

ماتریالیسم یعنی اصلِ جهان، ماده است.
سنگ ماده است، آب ماده است، بدن انسان ماده است و مغز انسان هم ماده است.
پس فکر و شعور انسان هم از مغز مادی به‌وجود می‌آید.

یعنی اول طبیعت هست، ماده هست، زندگی مادی هست؛
و بعد از دل آن، فکر، عقیده، فلسفه، دین و فرهنگ پدید می‌آید.

مثال ساده‌اش این است که اگر انسان نان، خانه، کار و امنیت نداشته باشد، فکر و روحیه‌اش هم تغییر می‌کند.
یعنی زندگی مادی روی فکر انسان اثر می‌گذارد.

دیالکتیک یعنی چه؟

دیالکتیک یعنی همه چیز در درون خود تضاد دارد و همین تضاد باعث تغییر می‌شود.
یعنی هیچ چیزی کاملاً ثابت، بی‌حرکت و بی‌تغییر نیست.

در طبیعت هم این را می‌بینیم:
دانه تبدیل به گیاه می‌شود، گیاه گل می‌دهد، گل میوه می‌شود، می‌پوسد و دوباره به خاک برمی‌گردد.
یعنی همه چیز در حال تغییر است.

فرق این دیدگاه با فکرهای دیگر چیست؟

ماتریالیسم دیالکتیک می‌گوید فکر انسان از زندگی مادی او جدا نیست.

یعنی اگر اقتصاد تغییر کند، جامعه هم تغییر می‌کند.
اگر شیوه‌ی تولید تغییر کند، فرهنگ و سیاست هم تغییر می‌کند.

مثلاً جامعه‌ی دهقانی یک نوع فکر و مناسبات دارد، جامعه‌ی صنعتی نوع دیگر، و جامعه‌ی سرمایه‌داری هم نوع دیگری از فکر و روابط اجتماعی را به‌وجود می‌آورد.
..................

ماتریالیسم دیالکتیک با مثال‌های از افغانستان

اگر به زبان ساده بگوییم، این فلسفه می‌گوید برای فهمیدن جامعه، باید اول به نان، کار، زمین، اقتصاد، قدرت، جنگ و مناسبات واقعی مردم نگاه کرد؛ نه فقط به شعارها و عقاید.

یعنی اگر بخواهیم افغانستان را بفهمیم، فقط با این حرف‌ها که «فرهنگ مردم چنین است»، «مردم ذاتاً چنین‌اند»، «مشکل فقط اخلاق است» یا «همه‌چیز از عقیده می‌آید»، نمی‌توانیم واقعیت را درست درک کنیم.

بلکه باید ببینیم زمین و مالکیت دست کی بود، قدرت سیاسی در اختیار چه طبقه و چه قشرهایی بود، ثروت و امکانات چگونه تقسیم می‌شد، بی‌سوادی، فقر، قبیله‌گرایی و وابستگی اقتصادی چه نقشی داشت، و مداخله‌ی خارجی چگونه تضادها را تشدید کرد.

این دقیقاً نگاه ماتریالیستی است.

مثلاً در نگاه عادی، بعضی‌ها می‌گویند:
«مردم فقیر اند چون کوشش نمی‌کنند.»

اما ماتریالیسم دیالکتیک می‌پرسد:
چرا کار نیست؟
چرا تولید ضعیف است؟
چرا زمین و سرمایه عادلانه توزیع نشده؟
چرا ساختار اقتصادی بیمار است؟

یعنی به جای این‌که فقط فرد را سرزنش کند، ساختار اجتماعی و مادی را بررسی می‌کند.

یا مثلاً تعصب قومی را هم نباید فقط یک نفرت ذهنی یا بدفهمی ساده دانست.
باید دید چه کسانی از تفرقه سود می‌برند، چرا قدرت و منابع عادلانه توزیع نشده، چرا محرومیت تاریخی وجود داشته، و چرا برخی نیروها آگاهانه شکاف قومی را بازتولید می‌کنند.

یعنی پشت بسیاری از شعارهای قومی، منافع مادی و سیاسی هم خوابیده است.

این دقیقاً نگاه دیالکتیکی است؛
یعنی دیدنِ ظاهر و باطنِ تضادها.

ماتریالیسم دیالکتیک جهان و جامعه را بر بنیادِ واقعیت‌های مادی زندگی توضیح می‌دهد و بر آن است که هیچ پدیده‌ای ایستا و بی‌تغییر نیست. همه چیز در بسترِ حرکت، تضاد و دگرگونی پیوسته شکل می‌گیرد و تحول می‌یابد. از این منظر، فهم جامعه تنها با تکیه بر شعارها، نیت‌ها و ظواهر ممکن نیست؛ بلکه باید به ریشه‌های مادی، مناسبات قدرت، منافع طبقاتی و ساختارهایی نگریست که در پسِ رویدادها و تحولات تاریخی عمل می‌کنند.

جعفر رضایی

نگاه گذرا برسوء قصد ناکام برجان محترم سلطانعلی کشتمند، صدراعظم سابق أفغانستانمحمد عوض نبی‌زادهمحترم سلطانعلی کشتمند، با ...
24/03/2026

نگاه گذرا برسوء قصد ناکام برجان محترم سلطانعلی کشتمند، صدراعظم سابق أفغانستان

محمد عوض نبی‌زاده
محترم سلطانعلی کشتمند، با وجود تمامی هشدارها و تدابیر امنیتی، بدون اطلاع به گروه امنیتی خصوصی و قومی خود ــ متشکل از جنرال اقبال، نورعلی گنج‌علی، و استاد حسن علی عدالت، به مجلس فاتحه‌ خوانی خانواده‌ی صداقتیار در مسجد امام حسن مجتبی رفت. این در حالی بود که پیش ‌تر اعلام کرده بود آن روز در هیچ محفل یا مکانی حضور نخواهد یافت. همزمان، این سه تن اعضای گروه امنیتی برای صرف غذا به منزل نبی ‌زاده رفته بودند. پس از صرف غذا، نبی‌ زاده برای اطمینان بیشتر با محترمه بانو کریمه کشتمند تماس تلفونی گرفت و جویای احوال اقای کشتمند شد که ایشان پاسخ داد که محترم کشتمند به‌ همراه حاجی غلام ‌حیدر گوهرگان به مجلس فاتحه در مسجد رفته است. بلافاصله، نبی ‌زاده به‌همراه اعضای گروه امنیتی با شتاب به محل مجلس فاتحه رفتند. هنگامی که نبی ‌زاده و همراهان وارد مسجد شدند، ولی با ورود آنان، محترم کشتمند از مسجد خارج شد. بنا به گفته ی شاهدان عینی، در همان لحظه و در جریان سوار شدن محترم کشتمند به موتر، از سوی یکی از افراد حاضر در پذیرایی مجلس، چهار فیر با تفنگچه صورت گرفت: مرمی نخست به اقای کشتمند اصابت کرد، مرمی دوم به یک کراچی دستی برخورد نمود، مرمی سوم به پای امیرشاه، راننده‌ی موتر کارمندان رادیو بی‌بی‌سی و از نزدیکان رجب‌علی ملک ‌زاده بود، برخورد کرد و مرمی چهارم به هدف اصابت نکرده و بخطا رفته بود.

درجریان این واقعه، نبی ‌زاده و همراهان با شتاب از داخل مسجد به بیرون دویدند. تمامی حاضران مجلس با وحشت به بیرون هجوم آوردند و صحن مسجد مملو از غالمغال، وحشت و بی‌نظمی شد. حاجی غلام‌حیدر گوهرگان نیز در شوک شدیدی فرو رفته بود و داد و فریاد میکرد. پسرش، که راننده‌ی موتر اقای کشتمند بود، از ترس فیرها پنهان شده بود و کسی برای روشن کردن و حرکت موتر حضور نداشت. در این وضعیت بحرانی، دگروال رجب‌علی ملک ‌زاده، دستیار نبی ‌زاده و راننده‌ی موتر وی، به ‌سرعت محترم کشتمند را سوار موتر نمود و مامای آقای ملک ‌زاده، میراحمد غنی ‌زاده، کارمند وزارت تجارت، در سمت چپ اقای کشتمند، و استاد حسن‌علی عدالت در سمت راست ایشان در سیت عقب موتر قرار گرفتند. نبی ‌زاده نیز در سیت پیش روی موتر نشست. در مسیر راه، میراحمد غنی ‌زاده با یک دستمال محل زخم را محکم گرفته بود تا از خونریزی بیشتر جلوگیری کند. رانندگی را رجب‌علی ملک ‌زاده به‌ عهده داشت و با سرعت زیاد، طبق هدایت نبی ‌زاده، به ‌سوی شفاخانه‌ی صلیب سرخ حرکت کردند. در همین حال، موتر دیگری نیز با سرعت در تعقیب آن‌ها بود که موجب نگرانی همراهان شد، چرا که احتمال می‌دادند تعقیب ‌کنندگان از عاملان حمله باشند. اما هنگامی که به شفاخانه‌ی صلیب سرخ رسیدند، دریافتند که سرنشین موتر دوم امیرشاه، همان راننده‌ی زخمی، با دو تن از همراهانش بوده اند. در نتیجه، نگرانی و تشویش همراهان اقای کشتمند برطرف گردید.

در جریان مسیر انتقال، نبی ‌زاده درمشوره با اقای کشتمند، که هنوز هوشیار و در وضعیت قابل ‌قبولی بودند، پیشنهاد نمود که ایشان را به شفاخانه صلیب سرخ انتقال دهند. وی توضیح داد که در آن شفاخانه با دو تن از داکتران به ‌نام‌های داکتر سهرابی و داکتر محمدی، شناخت شخصی دارد و از آشنایان قابل اعتماد هستند. نبی‌ زاده تأکید کرد که انتقال به شفاخانه‌های دولتی می‌تواند خطر جانی برای اقای کشتمند داشته باشد، زیرا احتمال مداخله‌ی حکومت نجیب الله برای از بین بردن ایشان وجود دارد. اقای کشتمند نیز با این پیشنهاد موافقت کرد. حادثه حدود ساعت سه بعد از ظهر رخ داده بود و به لطف رانندگی سریع آن‌ها موفق شدند تا دقیقاً ساعت سه و پانزده دقیقه، محترم کشتمند را به شفاخانه صلیب سرخ واقع در پل سرخ کارته سوم انتقال دهند. در غیر این صورت، تأخیر در انتقال می‌توانست جان ایشان را به‌خطر اندازد. در شفاخانه، خوشبختانه توانستند از خون ‌ریزی بیشتر جلوگیری کنند. در قدم نخست، نبی ‌زاده با برادر بانو کریمه کشتمند، که داکتر بود، تماس گرفت تا به‌عنوان فرد مورد اعتماد، شخصاً روند درمان را نظارت کند. همچنین، بلافاصله پس از ورود به شفاخانه، دو تن از داکتران صلیب سرخ را که شناخت و شناسایی داشت فراخواندند تا با مداخله فوری از خون‌ ریزی جلوگیری نمایند.

در حدود ساعت سه و نیم بعد از ظهر، نبی ‌زاده از آقای داکتر واحد سرابی درخواست کرد تا جراح نام‌آشنا، داکتر مولایی را از کارته پروان به شفاخانه بیاورد، زیرا آقای داکتر واحد سرابی، معاون رئیس‌جمهور، پیشتر از نبی زاده و همراهان به مجلس فاتحه در مسجد حضور داشت. اما متأسفانه آقای سرابی ابتدا نزد داکتر نجیب‌ الله رفته و موضوع حادثه تروریستی را به اطلاع وی رسانده و در زمینه‌ی آوردن داکتر مولایی اقدامی انجام نداد. در همان روز، ساعت پنج بعد از ظهر، برخی از مقامات بلند پایه حزبی و دولتی به منظور عیادت از محترم کشتمند به شفاخانه آمدند. ساعت هشت شب، برادر بانو کریمه کشتمند موضوع حادثه را به خانواده‌ی ایشان اطلاع داد. پس از انتقال محترم کشتمند به شفاخانه، صلیب سرخ حضور هزاران نفر، که حدوداً بیشتر از ۳۰۰۰ نفر جمعیت از مردم هزاره و سایر اقوام مختلف، اعم از پیر و جوان و همچنین تعدادی از اعضای حزب وطن و کارمندان دولت، در اطراف شفاخانه تجمع کرده بودند. در میان این جمعیت، موجی از اعتراض شکل گرفته بود و گروهی از مردم با شعارهایی، به دست داشتن در این واقعه‌ی سوئ قصد ناکام، حکومت وقت را متهم میکردند.

همانطور که یاد آوری گردید، با تلاش دو تن از داکتران شفاخانه صلیب سرخ و دخالت مؤثر برادر بانو کشتمند، خون‌ ریزی کنترل شده بود و در نهایت، با ارائه‌ی تضمین‌های امنیتی از سوی مقامات دولتی و موافقت خانواده، محترم کشتمند حوالی ساعت ده شب به شفاخانه‌ی چهارصد بستر اردو اقای کشتمند منتقل گردید. در همان شب، قاری نام‌آور، یکی از تاجران سرشناس مردم هزاره، طی مصاحبه‌ای با رادیو بی‌بی‌سی اعلام کرد که در سوءقصد نافرجام علیه اقای کشتمند، دولت افغانستان دخیل است و باید پاسخگو باشد.

یک روز پس از این واقعه، به ابتکار قاری نام‌آور و استاد حسن علی عدالت، محصلین هزاره ‌تبار در ساحه دانشگاه کابل دست به تظاهرات اعتراضی زدند تا اقدام تروریستی علیه جان محترم کشتمند را محکوم نمایند. تصمیم گرفته شده بود که این تظاهرات از دانشگاه آغاز و با پیوستن دیگر اقشار مردم هزاره در داخل شهر، تا شفاخانه چهارصد بستر اردو ادامه یابد و حوالی ساعت دوازده ظهر به آنجا برسد.

رسیدن این تظاهرات اعتراضی به شفاخانه با عبور از مرکز شهر، مرحوم داکتر نجیب‌الله را شدیداً نگران ساخته بود. به همین دلیل، در همان روز و در ساعات اولیه صبح، آقای داکتر واحد سرابی بنا بر دستور حکومت، نبی‌ زاده، شیخ علی احمد فکور و شیخ محمد ابراهیم محسنی را به منزل خود احضار کرده و پیام حکومت را مبنی بر جلوگیری از برگزاری راهپیمایی اعتراضی به آنان ابلاغ نمود. ساعت ده بجه قبل از ظهر همان روز، این سه تن از سوی جنرال نبی عظیمی به گارنیزیون کابل احضار شدند. در آنجا جلسه‌ای طولانی برگزار گردید و درباره ضرورت توقف تداوم تظاهرات و جلوگیری از عبور آن از سطح شهر با آنان گفت‌وگو شد. این افراد تا ساعت یک بعد از ظهر در دفتر کار جنرال عظیمی نگه‌داشته شدند تا وضعیت تظاهرات مشخص شود. با در نظر گرفتن شرایط وخیم امنیتی، پیش‌ تر تصمیم گرفته شده بود که راهپیمایی دانشجویان هزاره ‌تبار از محدوده‌ی دانشگاه فراتر نرود و به داخل شهر کشیده نشود.

از آن ‌جایی که راهپیمایی اعتراضی محصلین هزاره از داخل شهر عبور نکرده بود، سه تن از شخصیت‌های هزاره که در گارنیزیون کابل تحت نظر قرار داشتند، آزاد گردیدند. اما پس از آزادی، هنگام مراجعه این سه تن به شفاخانه چهارصد بستر اردو برای عیادت از اقای کشتمند، قوماندان شفاخانه با عصبانیت با نبی ‌زاده برخورد نموده و ایشان را متهم به تحریک و سازماندهی تظاهرات و ایجاد اخلال در نظم عمومی نمود. در همان حال، یک تولی از سربازان گروپ اوپراتیفی میدان وردک که به درخواست نبی ‌زاده، قوماندان آن گروپ، برای تأمین امنیت فیزیکی اقای کشتمند و مدیریت عیادت ‌کنندگان در شفاخانه مستقر شده بودند، با تهدید اخراج توسط قوماندان شفاخانه مواجه شدند. با این حال، پس از گفت‌وگو و توضیحات لازم، از این تصمیم صرف ‌نظر گردید و نیروها در محل باقی ماندند.

دو روز پس از برگزاری تظاهرات محصلین هزاره، مرحوم داکتر نجیب ‌الله هیأتی را به ریاست آقای حسین فخری مأمور تحقیق درباره سوءقصد علیه جان اقای کشتمند ساخت. هدف ضمنی از تشکیل این هیأت، متهم ساختن و بازداشت نبی ‌زاده و دیگر همراهان و وفاداران اقای کشتمند بود. اما با دخالت محترم کشتمند، از ادامه تحقیقات و پیگرد آنان جلوگیری به عمل آمد. پس از ده روز بستری در شفاخانه ۴۰۰ بستر، اقای کشتمند به تاریخ ۱۷ ماه فبروری به منظور ادامه معالجه، کابل را به مقصد مسکو ترک کرد.

به تاریخ ۱۸ سنبله سال ۱۳۷۰ شمسی، هم ‌زمان با افتتاح جلسه ستره محکمه، داکتر نجیب‌الله اقدام به طرح یک توطئه کودتایی نمود. این طرح، بر پایه ادعاهای نجیب‌الله، با همکاری نیروهای داخل ساختار حزب و دولت شکل گرفته بود که شامل: طرفداران حفیظ‌الله امین، برخی خلقی‌های پشتون ‌تبار، هواداران سلیمان لایق و دیگر چهره‌های مستقل پشتون تبار در بدنه نظام می‌شد. آنگونه که روایت می‌شود، این توطئه با حمایت خارجی حزب اسلامی حکمتیار نیز همراه بوده است. هدف اساسی آن، تصفیه سیاسی و قومی بود؛ بدین ‌صورت که به بهانه کشف یک کودتای خیالی، چهره‌های سرشناس حزبی و نظامی از اقوام غیرپشتون ـ به ‌ویژه طرفداران ببرک کارمل و همچنین سلطانعلی کشتمند، بازداشت و از صحنه سیاسی حذف می‌گردیدند.

شایان ذکر است که اقای کشتمند، پیشتر بگونه‌ای اجباری از کابل به مسکو فرستاده شده بود، با وجود مخالفت با اوامر مستقیم داکتر نجیب ‌الله، مجدداً به کابل بازگشت نموده بود که بازگشت او و حضور فعال مجددش در صحنه سیاسی، ظاهراً یکی از محرک‌های کلیدی برای شکل ‌گیری این طرح کودتای ادعاشده از سوی نجیب ‌الله بود؛ طرحی که به زعم بسیاری، بیشتر از آنکه واقعیت داشته باشد، ابزاری برای حذف سیاسی و قومی نیروهای رقیب تلقی میشد. و شاید این موضوع یک شایعه بوده باشد، ولی خوش بختانه در اثر فشار، درایت، هوشیاری و ایستادگی نظامیان و شخصیت‌های سیاسی وابسته به اقوام غیرپشتون، این توطئه‌ که ماهیتی قومی داشت، خنثی و به شکست انجامید. در جریان روزهای بحرانی این طرح کودتایی، محترم سلطانعلی کشتمند و نبی‌ زاده برای حفظ امنیت جانی ‌شان ناچار شدند برای چند روز در منزل یکی از دوستان نزدیک خود مخفی شوند. پس از فروکش کردن بحران و ناکامی توطیه کودتا، نبی ‌زاده به وظایفش بازگشت. با این حال، او چندی بعد از سوی شعبه تفتیش شورای مرکزی حزب وطن احضار گردید تا درباره چند روز غیبتش از محل کار توضیح دهد، ولی پس از سوال و جواب، چیزی نصیب شان نشد و از پیگیری قضیه صرفنظر کردند.

در اواخر ماه عقرب سال ۱۳۷۰ خورشیدی، شایعاتی میان مردم رایج شده بود مبنی بر اینکه مرحوم داکتر نجیب ‌الله، به ‌منظور تحکیم قدرت شخصی و تقویت سلطه قومی، تصمیم دارد با استفاده از ده‌ها فروند جت جنگی و چندین بال هلیکوپتر، مناطق مرکزی افغانستان، عمدتاً مناطق هزاره ‌نشین، همچون سیاه ‌خاک، دایکندی، لعل و سرجنگل، جاغوری، ناهور، ورس، پنجاب، بهسود، شیخ‌علی، ترکمن، و همچنین مناطق شمال و شمال ‌شرقی ازبک ‌نشین و تاجیک ‌نشین را هدف حملات هوایی گسترده قرار دهد. در واکنش به این تهدید خطرناک، همزمان در تمام کشور و بخصوص در مناطق هزاره نشین، قحطی و کمبود مواد غذایی در هوای سرد زمستانی شدت یافته بود و خاصتا مردم مناطق مرکزی به کمک مواد غذایی اشد ضرورت داشت. بدین خاطر نبی زاده از اقای ابراهیم طاهریان، کار دار سفارت جمهوری اسلامی مقیم کابل، درخواست نمود که از دولت مطبوع خویش بخواهد که در قالب کمکهای صلیب سرخ، با انجام چند پرواز جهت انتقال مواد غذایی به کابل و مرکز بامیان، کمک مواد غذایی را برای مردم قحطی زده ی افغانستان انجام دهد، ولی میدان هوایی بامیان در همان فصل سرد زمستان برای نشست طیارات بزرگ اماده نبود و طیارات مذکور مجبور شدند تا مواد غذایی ایرانی را از طریق فضا در برخی مناطق مرکزی افغانستان پرتاب نمایند. با عملی شدن این طرح، انتقال مواد غذایی به مناطق هزاره نشین کشور و کابل از پلان خصمانه بمباردمان دولت وقت جلوگیری گردید که چنین اقدامی ‌توانست هم پوششی انسانی داشته و هم حامل پیام بازدارنده سیاسی باشد. خوشبختانه بعد از انجام پرواز چند فروند طیارات انتقالاتی مواد کمکی غذایی ایران برای مردم بامیان و دیگر مناطق هزاره نشین مرکزی، که از طریق فضا پرتاب و انداخته شد، این پلان خصمانه ای حکومت خنثی گردید.

یادداشت: این نوشته بر اساس خاطرات شخصی نبی ‌زاده نگاشته شده و به ‌منظور مستند سازی دقیق ‌تر وقایع تاریخی، از کتاب یادداشت‌های سیاسی و تاریخی تألیف محترم سلطانعلی کشتمند نیز بهره گرفته شده است.

Address


Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Kabul Press posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Kabul Press:

  • Want your business to be the top-listed Media Company?

Share