Alive in Afghanistan

  • Home
  • Alive in Afghanistan

Alive in Afghanistan Alive in Afghanistan is a start-up media initiative based between Afghanistan, Germany and the US. https://donorbox.org/alive-in

پشت درهای بسته مکتب؛ نسلی از دختران میان امید، فرسایش و آینده‌ای نامعلومچهار سال از روزی می‌گذرد که درهای مکاتب دخترانه ...
11/01/2026

پشت درهای بسته مکتب؛ نسلی از دختران میان امید، فرسایش و آینده‌ای نامعلوم

چهار سال از روزی می‌گذرد که درهای مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم در افغانستان بسته شد؛ چهار سالی که برای میلیون‌ها دختر نوجوان نه‌تنها به معنای توقف آموزش، بلکه به معنای تعلیق زندگی، رؤیا و آینده بوده است. در این مدت، هزاران دختر هر روز با این امید از خواب برخاسته‌اند که شاید امروز یا فردا، زنگ مکتب دوباره به صدا درآید؛ امیدی که به‌تدریج جای خود را به فرسودگی روانی، ناامیدی و نگرانی عمیق داده است.

مریم، دختری ۲۰ ساله و باشنده شهر جلال‌آباد مرکز ولایت ننگرهار، یکی از همین دختران است. او پس از ختم صنف نهم، مانند هزاران دختر دیگر، از رفتن به مکتب بازماند. مریم آرزو داشت در آینده داکتر شود و به گفته خودش، همیشه خود را با چپن سفید داکتری تصور می‌کرد؛ اما بسته‌شدن مکاتب، مسیر زندگی‌اش را ناگهان تغییر داد.

او می‌گوید بزرگ‌ترین حسرتش این است که نه‌تنها از آموزش محروم شده، بلکه فرصت تجربه یک زندگی عادی نوجوانانه را نیز از دست داده است؛ زندگی‌ای که در آن مکتب، دوستان، رقابت سالم و امید به آینده نقش محوری دارد.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

دستانی پینه‌بسته که زندگی می‌دوزنددر یکی از پس‌کوچه‌های شهر ایبک، صدای آرام چرخ خیاطی از خانه‌ای گِلی، سکوت صبحگاهی سمنگ...
05/01/2026

دستانی پینه‌بسته که زندگی می‌دوزند

در یکی از پس‌کوچه‌های شهر ایبک، صدای آرام چرخ خیاطی از خانه‌ای گِلی، سکوت صبحگاهی سمنگان را زیباتر می‌سازد. این صدا، صدای دستان زنی است که نه‌تنها پارچه، بلکه زندگی را می‌دوزد. صدایی که در ظاهر ساده است، اما در دل خود روایت سال‌ها تلاش، صبر و ایستادگی را پنهان کرده است.

«استاد راحله رحیمی» زنی ۴۵ ساله، مادر هفت فرزند و الهام‌بخش ده‌ها دختر و زن است. او از دل سختی‌ها، کلبه‌ای ساخته که در آن امید، تکه‌تکه دوخته می‌شود؛ کلبه‌ای کوچک با دیوارهای گِلی، اما با دلی بزرگ که سال‌هاست پناه بسیاری از دختران این دیار بوده است.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

سفر آخر؛ وقتی مهاجرت پایان همه‌چیز شدسقوط دولت جمهوریت در تابستان ۱۴۰۰ تنها یک تحول سیاسی نبود؛ آغاز فروپاشی زندگی میلیو...
29/12/2025

سفر آخر؛ وقتی مهاجرت پایان همه‌چیز شد

سقوط دولت جمهوریت در تابستان ۱۴۰۰ تنها یک تحول سیاسی نبود؛ آغاز فروپاشی زندگی میلیون‌ها انسان بود. با فرو ریختن نظام، خانه‌ها ناامن شدند، نان کمیاب شد و آینده رنگ باخت. هزاران خانواده، بی‌آن‌که راهی برای ماندن داشته باشند، دل از خاک کندند و راه مرزها را در پیش گرفتند. ایران، یکی از نخستین مقصدها بود؛ جایی که قرار بود پناه باشد، اما برای بسیاری به صحنه‌ای تازه از رنج و تحقیر بدل شد.

در میان این موج آوارگی، نظامیان و خانواده‌های شان بیش از همه آسیب دیدند. مهاجرت برای آنان نه انتخاب، که ناچاری بود؛ ناچاری‌ای که از ترس آغاز شد و به بی‌هویتی انجامید. آن‌سوی مرز، نه صلح بود و نه کرامت. فقط بقا بود و زنده‌ماندن به هر قیمت.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

رزین؛ زبان تازهٔ امید برای زنان بدخشاندر دل بدخشان، جایی که زندگی با دشواری‌های فراوان همراه است، قیسیه؛ زن جوان ۲۷ ساله...
20/12/2025

رزین؛ زبان تازهٔ امید برای زنان بدخشان

در دل بدخشان، جایی که زندگی با دشواری‌های فراوان همراه است، قیسیه؛ زن جوان ۲۷ ساله، با دستانش رؤیا می‌سازد. قیسیه با آوردن هنر رزین برای نخستین بار در بدخشان، نه‌تنها زیبایی خلق می‌کند، بلکه امید و اراده را به زندگی زنان دیگر پیوند می‌زند. روایت او قصهٔ تلاش، خاطره‌های تلخ و شیرین و آرزوهایی است که در دل هر قطعهٔ رزین جان می‌گیرند.

در امتداد جاده‌های پُررفت‌وآمد شهر نو فیض‌آباد، مسیرم را به‌سوی محله‌ای در نزدیکی آرایشگاه بهار آغاز می‌کنم. برگ‌های پاییزی زیر پا خش‌خش می‌کنند و کوچه‌های خاکی یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته می‌شوند. ساعت نزدیک به ۹ صبح است و هوا کمی سردتر از روزهای گذشته به نظر می‌رسد.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

جلغوزهٔ سیاه افغانستان؛ ثروتی که ارزان فروخته می‌شوددر میدان خاکی خوست، صدای شکستن جلغوزه‌ها با امید و نگرانی درهم آمیخت...
14/12/2025

جلغوزهٔ سیاه افغانستان؛ ثروتی که ارزان فروخته می‌شود

در میدان خاکی خوست، صدای شکستن جلغوزه‌ها با امید و نگرانی درهم آمیخته است. محصولی که در بازارهای جهانی گران‌بهاست، امسال با وفور حاصلات و سقوط قیمت‌ها، تاجران و کارگران افغان را به چالش کشیده است.

جلغوزهٔ سیاه افغانی که یکی از مهم‌ترین دارایی‌های طبیعی افغانستان و از جمله اقلام ارزندهٔ صادراتی خشکبار کشور به‌شمار می‌رود، نه‌تنها به‌دلیل طعم خاص و کیفیت بلند خود در بازارهای جهانی شهرت دارد، بلکه یکی از منابع مهم درآمد برای هزاران خانواده و نقشی کلیدی در اقتصاد محلی و بخش زراعت کشور ایفا می‌کند. این محصول جنگلی طی سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از نمادهای بالقوهٔ صادرات غیرنفتی افغانستان مطرح بوده است؛ با این حال، ضعف در پروسس معیاری، نبود سردخانه‌ها و محدودبودن بازارهای صادراتی، چالش‌های جدی در برابر توسعهٔ پایدار آن ایجاد کرده است.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

چاینکی؛ غذای ساده‌ای که «یک دنیا خاطره» می‌جوشانددر کوچه‌های خاکی و میان خانه‌های گِلی افغانستان، هنوز هم وقتی آفتاب نیم...
30/11/2025

چاینکی؛ غذای ساده‌ای که «یک دنیا خاطره» می‌جوشاند

در کوچه‌های خاکی و میان خانه‌های گِلی افغانستان، هنوز هم وقتی آفتاب نیمه‌خیز از پشت کوه‌ها بیرون می‌آید، صدای قل‌قلِ چاینک‌ها از دور شنیده می‌شود؛ صدایی که انگار نفسِ صبحگاهی روستا را زنده نگه می‌دارد. چاینکی، این غذای کهن و روستایی، نه تجمل می‌خواهد و نه موادِ پرخرج؛ فقط کمی گوشت، چند دانه کچالو، یک مشت نخود، حلقه‌هایی از پیاز و اندکی عشقِ آشپزی.

بوی چاینکی که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها می‌پیچد، آدم را تا دلِ قریه‌ها می‌برد؛ جایی که مادران با چادرهای کهنه، چاینکِ سیاه و داغ را از روی آتش بلند می‌کنند و روی سفرهٔ نانی می‌گذارند که با دودِ هیزم بزرگ شده است. چاینکی فقط غذا نیست؛ یک حس است، یک خاطرهٔ گرم و یک پل میان گذشته و امروز.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

گرمای تندور، سرمای روزگار؛ داستان زن بولانی‌پز فیض‌آباددر حاشیهٔ آرام و خاکی شهر فیض‌آباد، پشت دیوارهای گلی و کوچه‌های خ...
23/11/2025

گرمای تندور، سرمای روزگار؛ داستان زن بولانی‌پز فیض‌آباد

در حاشیهٔ آرام و خاکی شهر فیض‌آباد، پشت دیوارهای گلی و کوچه‌های خاموش، زنی زندگی می‌کند که دستانش بوی آرد می‌دهند و روزهایش با آتش تندور شکل می‌گیرد. زرغونه؛ زنی ۴۵ ساله، مادر شش فرزند و ستون لرزان اما استوار خانه‌ای که سال‌هاست روی دوش او می‌چرخد. این گزارش، روایتی از یک روز در زندگی اوست؛ روزی که شبیه بسیاری از روزهایش است، اما برای من، دری به دنیایی باز کرد که هم تلخ بود و هم به شکلی عجیب، روشن.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

زندگی در گِل، رویا در دل: روایت یک کودک کار در ارزگاندر یکی از کوچه‌های خاموش و خاکی شهر ترینکوت، مرکز ولایت ارزگان، پسر...
16/11/2025

زندگی در گِل، رویا در دل: روایت یک کودک کار در ارزگان

در یکی از کوچه‌های خاموش و خاکی شهر ترینکوت، مرکز ولایت ارزگان، پسر سیزده‌ساله هر صبح پیش از آن‌که آفتاب کامل بر بام‌های گِلی شهر بنشیند، دستان کوچک اما پینه‌بسته‌اش را در گِل فرو می‌برد. شهری که نفس‌کشیدنش با غبار آمیخته و شریان‌هایش از فقر و فراموشی خشکیده، شاهد تلاش کودکانی است که به‌جای بازی و درس، بار زندگی را به دوش می‌کشند. یکی از این کودکان، عتیق‌الله است؛ پسری که هنوز در آغاز نوجوانی ایستاده، اما بار یک مرد بالغ را بر شانه‌های نحیفِ خود حمل می‌کند.

این روایت، تنها داستان یک کودک نیست؛ تصویری زنده از نسلی است که کودکی‌شان را در میان جنگ، فقر، یتیمی و بی‌پناهی جا گذاشته‌اند. با این‌همه، در میان تاریکی، شعله‌ای کوچک اما زنده از امید هنوز در دل‌های‌شان روشن است؛ شعله‌ای که با هر خشت و هر سطل گِلی که جابه‌جا می‌کنند، خاموش‌شدنش را پس می‌زنند.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید

در حبس سکوت؛ قصه‌ی رویاهایی که شکستند، اما نمردندحوالی ساعت ۸ صبح بود که فرشته، چای‌بر چای را روی منقل کوچک آشپزخانه گذا...
09/11/2025

در حبس سکوت؛ قصه‌ی رویاهایی که شکستند، اما نمردند

حوالی ساعت ۸ صبح بود که فرشته، چای‌بر چای را روی منقل کوچک آشپزخانه گذاشت. صدای قل‌قل آب، سکوت صبحگاهی خانه‌شان را در یکی از کوچه‌های خاموش بغلان می‌شکست. چهار سال پیش، او در همین ساعت لباس رسمی‌اش را می‌پوشید، قلم و کتابچه‌ی کوچک یادداشتش را در کیف می‌گذاشت و با لبخندی سرشار از امید، راهی دفتر رسانه‌شان می‌شد؛ به سوی رویایی که سال‌ها حتی در دوره‌ی طفولیتش برایش جنگیده بود. اما اکنون، در همان ساعت و همان خانه، دختری نشسته است که میان دیروزِ پر از نور و امروزِ پر از سکوت گیر مانده است.

فرشته‌ی ۲۵ ساله قصه‌اش را آهسته آغاز می‌کند؛ گویی که هر کلمه بخشی از روح زخمی‌اش را آشکار می‌سازد:
«من از طفولیت باور داشتم روزی خبرنگار مشهور می‌شوم، کسی که صدای مردم باشد. همیشه خود را با میکروفون تصور می‌کردم و در ذهنم گزارش می‌خواندم.»

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید

خزان نیمروز و مردی که زندگی را با جواری می‌پزددست‌فروشی در خیابان از شغل‌های معمول در سراسر دنیاست، اما در افغانستان بسی...
02/11/2025

خزان نیمروز و مردی که زندگی را با جواری می‌پزد

دست‌فروشی در خیابان از شغل‌های معمول در سراسر دنیاست، اما در افغانستان بسیاری از دست‌فروشان برای تأمین نفقه خانواده بسته به فصل شغل خود را تغییر می‌دهند و کاری را برمی‌گزینند که در آن زمان سود بیشتری دارد. در فصل خزان و زمستان، فروش جواری بریان‌شده بر روی کراچی‌های سیار یکی از همین مشاغل پردرآمد است.

زرنج، نیمروز – در فصل خزان، بوی دانه‌های جواری بریان‌شده در کوچه‌ها و خیابان‌های افغانستان پیچیده است. جواری‌پزی کنار سرک یکی از پردرآمدترین شغل‌های خیابانی در این فصل به‌شمار می‌آید و طرفداران فراوانی دارد. جواری یا ذرت، یکی از محبوب‌ترین غلات جهان است که از خانواده علف‌ها است. امروز انواع آن در بسیاری از کشورها کشت می‌شود. در افغانستان، جواری در تابستان کاشته و در خزان برداشت می‌شود و مردم آن را به شیوه‌های مختلف می‌پزند. در این فصل اما بیشتر کنار سرک‌ها بریان می‌شود و مردم از خوردنش به‌عنوان هوسانه‌ای گرم و لذیذ لذت می‌برند.

در این گزارش زندگی یک‌روزه کاری یکی از کراچی‌داران جواری‌فروش را روایت می‌کنیم؛ مردی به نام عبدالرحمن که با دستان پینه‌بسته‌اش، طعم زندگی را از میان دود و آتش برای مردم می‌پزد.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

زیارت‌های سنتی در خوست؛ میان درمان روحانی و خرافاتدر دل ولسوالی اسماعیل‌خېل مندوزیو، میان خاک و تپه‌های کم‌ارتفاع خوست، ...
26/10/2025

زیارت‌های سنتی در خوست؛ میان درمان روحانی و خرافات

در دل ولسوالی اسماعیل‌خېل مندوزیو، میان خاک و تپه‌های کم‌ارتفاع خوست، زیارتی قدیمی وجود دارد که هر روز میزبان مردم از دور و نزدیک است. مردان، زنان و کودکان با امید به درمان سردرد، بیماری‌ها و مشکلات روحی، راهی این مکان می‌شوند و باورهای سنتی در کنار دعا و آرامش معنوی، روزمرگی آنان را شکل می‌دهد.

در این گزارش به ولسوالی اسماعیل‌خېل مندوزیو در شمال‌غرب ولایت خوست می‌رویم تا شما را با یکی از زیارت‌های قدیمی و پرطرفدار این منطقه آشنا کنیم. جایی که مردم از نقاط دوردست خوست برای درمان سردرد، بیماری‌های جسمی و مشکلات روحی به آن مراجعه می‌کنند.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

نانِ داغ در دشتِ خار؛ روایت رویای داکتری که زیر آفتاب نیمروز دفن شدعصمت‌الله هنوز کودک بود که کتاب و قلم را کنار گذاشت و...
18/10/2025

نانِ داغ در دشتِ خار؛ روایت رویای داکتری که زیر آفتاب نیمروز دفن شد

عصمت‌الله هنوز کودک بود که کتاب و قلم را کنار گذاشت و کلنگ و تیشه به دست گرفت؛ کودکی سیزده‌ساله که آرزوی داکتر شدن را کنار گذاشت، چون باید نان هشت نفر خانواده‌اش را تأمین می‌کرد. حالا هجده سال دارد، اما قامتش زیر بار سختی‌ها خمیده و دستانش پینه‌بسته از جنگ هرروزه با تیغ خار و آفتاب سوزان نیمروز. قصه‌ی او تنها یک زندگی نیست؛ حکایت هزاران نوجوان افغانستان است که کودکی‌شان در خاک و سنگ گم شد و مجبور شدند به جای کتاب و قلم، ابزار کار به دست گیرند تا خانواده زنده بماند.

در افغانستان هزاران کودک کارگر برای تأمین نفقه‌ی خانواده، آرزوهایشان را در دل دفن می‌کنند تا سایر اعضای خانواده سیر بمانند.

لطفا با لایک و شریک نمودن این صفحه ما را در امر شناسایی بهتر افغانستان همکاری کنید.
برای خوانش کامل گزارش لطفا روی عکس (از چپ به راست) کلیک کنید.

Address


Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Alive in Afghanistan posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Alive in Afghanistan:

  • Want your business to be the top-listed Media Company?

Share