23/03/2022
معلم روی تخته مکتب نوشت که 1 با 1 برابر است
یکی از شاگردان مکتب بلند شد و گفت :
معلم صاحب یک نظر دارم !
معلم گفت :
بفرما بچیم ؟
شاگرد گفت معلم صاحب 1 با 1 برابر نیست
معلم گفت : بیا روی تخته ثابت کن که 1 با 1 برابر نیست. اگر ثابت نکردی باز در روی تخته جزایت را میدهم.
شاگرد با شنیدن این گپ معلم با بسیار ترس و لرز آمد و گفت :
معلم صاحب من 8 ساله هستم و حشمت هم 8 ساله است.
شب وقتی پدر حشمت خانه میآید با حشمت بازی میکند اما پدر من هر شب که خانه میآید مرا میزند.
چرا حشمت بعد از اینکه از مکتب میره خانه در کوچه بازی میکند اما من بعد از مکتب برم خانه صندوقک رنگ بوت ام را گرفته به کار ميروم.
اجمل هم مثل من 8 ساله است. چرا همیش از خانه اجمل شان بوی برنج میآید اما ما همیشه شب ها گرسنه میخوابیم.
احمد هم مثل من 8 ساله است. چرا او هر سه ما بعد بوت های جدید میخرد اما من یک بوت را سه سال میپوشم.
ضیا هم مثل من 8 ساله است. چرا همیشه بعد از مکتب با مادرش به پارک تفریحی میرود اما من بروم پاهای مادر مریضم را ماساژ بدهم قبل از این که کار کردن بروم.
معلم اشک هایش را پاک کرد و رفت روی تخته نوشت !
1 با 1 برابر نیست.
Crazy_Raess_03