03/06/2026
#پسمنظررسانهها
رسانهها در آغاز، وسیلهای برای آگاهیدهی، انتقال حقیقت و ایجاد ارتباط میان مردم بودند. اما با گذشت زمان و تکامل فناوری، رسانهها نیز به میدان رقابتهای سیاسی، استخباراتی، اقتصادی و ایدئولوژیک بدل شدند.
امروز بسیاری از رسانهها دیگر تنها «منبع خبر» نیستند، بلکه ابزار شکلدهی افکار، جهتدهی احساسات و حتی مهندسی اختلافات اجتماعیاند.
افغانستان یکی از قربانیان بزرگ این جنگ نرم رسانهای بوده است.
در دهههای گذشته، رسانهها در افغانستان از یک رادیوی محدود دولتی به صدها تلویزیون، رادیو، وبسایت و شبکه اجتماعی گسترش یافتند. این رشد در ظاهر نشانه آزادی بیان بود، اما در عمل بخش بزرگی از این رسانهها وابسته به منابع تمویل خارجی، احزاب سیاسی، شبکههای استخباراتی، تیکه داران قومی و یا سرمایهگذاران دارای اهداف خاص بودند.
هر تمویلکننده، معمولاً در کنار پول، خط فکری و اولویتهای خود را نیز وارد رسانه میکند. رسانهای که بودجهاش از بیرون میآید، بهتدریج به سمت منافع همان منبع حرکت میکند؛ گاهی آگاهانه و گاهی ناخودآگاه.
در افغانستان، برخی رسانهها بهجای تقویت وحدت ملی، بر شکافهای قومی، زبانی، مذهبی و سیاسی تمرکز کردند. زیرا اختلاف، مخاطب تولید میکند؛ احساسات را تحریک میکند؛ و جامعه متفرق، آسانتر مدیریت میشود. رسانهای که هر روز مردم را نسبت به یکدیگر بدبین بسازد، در حقیقت آرامآرام اعتماد اجتماعی را تخریب میکند.
روش کار این رسانهها همیشه آشکار نیست. گاهی با بزرگنمایی یک اشتباه کوچک از یک قوم، گروه یا منطقه؛ گاهی با سانسور خوبیها و برجستهسازی بدیها؛ و گاهی با دعوت چهرههای تفرقهافکن به برنامهها، ذهن مردم را به سمت دشمنی سوق میدهند.
امروز شبکههای اجتماعی این روند را چند برابر خطرناکتر ساختهاند. الگوریتمهای رسانههای اجتماعی معمولاً محتواهای خشمآلود، جنجالی و احساسی را بیشتر پخش میکنند؛ زیرا چنین محتواهایی بازدید و تعامل بیشتری تولید میکند. در نتیجه، انسانها بهتدریج در محیطی قرار میگیرند که نفرت، توهین و بدبینی بیشتر از عقلانیت دیده میشود.
ملت افغانستان در طول تاریخ، زمانی قوی بوده که متحد بوده است. دشمنان این سرزمین همیشه فهمیدهاند که شکستن اتحاد مردم، آسانتر از شکستدادن خود مردم است. بنابراین ایجاد بیاعتمادی میان اقوام، زبانها، مذاهب و جریانها، یکی از خطرناکترین پروژههایی است که میتواند آینده افغانستان را تهدید کند.
این به آن معنا نیست که همه رسانهها بد هستند یا هر انتقادی توطئه است. جامعه سالم به رسانه آزاد و نقد نیاز دارد. اما مردم باید آگاه باشند که هر خبر، هر تحلیل و هر موج رسانهای را بدون تفکر نپذیرند. باید پرسید:
چه کسی این رسانه را تمویل میکند؟
چه کسانی از این اختلاف سود میبرند؟
چرا برخی موضوعات بزرگ میشوند و برخی دیگر پنهان میمانند؟
آگاهی رسانهای امروز دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت ملی است. مردمی که قدرت تشخیص میان «اطلاعرسانی» و «تحریکسازی» را نداشته باشند، ممکن است ناخواسته ابزار جنگ روانی دیگران شوند.
افغانستان بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت، تحمل، وحدت و هوشیاری نیاز دارد؛ نه به آتشی که از استودیوها، صفحات مجازی و اتاقهای تبلیغاتی بر قلب مردم پاشیده میشود.
هوشیار باشیم، دشمن در هر لحظه، از هر جهت و هر موضوع بر افکار ما حمله میکنند. غفلت یعنی هلاکت!
وحید رحم دل