07/08/2025
نوجوانان جاغوری در باتلاق فرو میروند!
جاغوری ؛ جایی که زمانی نامش با علم، اخلاق، فهم و تلاش گره خورده بود.
جایی که همیشه زبانزد بود برای داشتن نوجوانان باهوش، جوانان پرتلاش و خانوادههایی که فرزندانشان را به امید روشنایی، بهسوی آگاهی و انسانیت تربیت میکردند.
اما امروز، وقتی به بازار ها و صنفها، به نشستها و رفتارهای نسل نو نگاه میکنم، حسرتی سنگین و اندوهی خاموش روی دلم مینشیند.
نوجوانان ما، بهجای آموختن، بهجای ساختن، بهجای شکوفا شدن، آرامآرام دارند فرو میروند؛ فرو میروند در مردابی از بیهدفی، بیتفاوتی و بیاحترامی.
نه کتابی در دست دارند، نه آرزویی در دل.
نه در جستوجوی دانشاند، نه در پی مهارتی که فردایشان را بسازد.
و اگر بپرسی: چرا درس نمیخوانی؟
با قیافهای بیاعتنا میگویند:
"تحصیلکردهها بیکارند!"
چه کسی این تصور را در ذهن این نسل کاشت که علم یعنی فقط مدرک؟
که درس فقط برای نوکری پیش دیگران است؟
آیا ما یادمان رفته که درس یعنی فهمیدن، اندیشیدن، انسان شدن؟
امروز نوجوانان بسیاری را میبینیم که با پولهایی که پدر، برادر یا خواهرشان از خارج میفرستند، آیفون در جیب دارند و سوار بر موتر لوکس یا موتور مد روز، بالا و پایین جاغوری چکر میزنند.
اما دریغ از آنکه اندکی بیندیشند:
نه آن پول، دایمی است و نه عمر و توان کار پدر و برادر!
در مکتب، نه برای یادگیری، بلکه فقط برای حاضری میروند؛ از مکتب تنها خواسته یی که دارند فقط شهادتنامه است .
در کورسها، نه برای یاد گرفتن انگلیسی – که امروز از واجبترین نیازهای اجتماعی ماست – بلکه صرفاً بخاطر دختر مقبول صنف میروند .
بیایید واقعبین باشیم:
مقصر فقط این نوجوان نیست.
مقصر اصلی، همان پدر و برادریست که پول را میفرستد، اما از حال و مسیر آن جوان هیچ خبری ندارد.
در حقیقت، این بیخبری و سهلانگاری، یکی از عوامل اصلی فروپاشی آینده فرزندان ماست.
پدری که خیال میکند با فرستادن پول، رسالتش تمام شده؛
اما نمیداند فرزندی را با دست خود به سمت تباهی روان کرده است.
پول، اگر با تربیت و نظارت همراه نباشد، تبدیل میشود به پطرول برای خودسوزی نسل نو.
امروز بسیاری از متعلمان نه مهارتی میآموزند، نه حرفهای، نه فنی که روزی نجاتشان دهد.
صبح تا شام را در فضای مجازی پوچ، در کوچههای بیهدف، با دود سگرت و لذت تلخ نصوار میگذرانند.
از صنف دوازده میآیند اما اگر از او دو کلمه از دین، اخلاق یا حتی سواد ابتدایی بپرسی، درمیماند!
نه بدنی سالم،
نه ذهنی بیدار،
نه رویایی در دل!
ورزش برایشان مسخره است میگویند ورزش کار آدم های بی کار است ،مطالعه وقتتلفی، کار عار، و احترام به بزرگتر – کسر شأن!
نسلی که اگر امروز بیدار نشود، فردا نهفقط برای خود، بلکه برای یک جامعه، یک خانواده، و نسل بعدی، زخم و رنج بهجا خواهد گذاشت.
میترسم نسلی بسازیم که نهتنها به درد نخور، بلکه معتاد به مواد مخدر خانمانسوز و مصرفگرای بیریشه باشد.
و این فقط تقصیر آنها نیست.
تقصیر ماست.
که ساکت ماندیم،
که ساده گذشتیم،
که هشدار ندادیم،
که خودمان الگوی خوبی نبودیم.
ما باید به آنها بفهمانیم:
دانش یعنی آزادی فکری.
مهارت یعنی استقلال اقتصادی.
ورزش یعنی سلامت روان.
احترام به بزرگتر، یعنی خاکساری در برابر تجربه و بلوغ.
جامعهی ما اگر بخواهد روی پای خود بایستد، باید از همین نسل دوباره شروع کند.
باید نوجوانانمان را دوباره به فکر، هدف، راه و امید وصل کنیم.
ما هنوز دیر نکردهایم...
اما اگر همچنان فقط تماشاگر بمانیم،
فردا قطعاً دیر خواهد بود...
بااحترام : انجنیر بسم الله تابان
کاپی: از صفحه بسم الله تابان