01/02/2026
بیانیهٔ نوهخامنشیان
دربارهٔ دولتِ گذار، آزادی، و بازسازی خودگردانی ایرانی
ایران در آستانهٔ یک دگرگونی سرنوشتساز ایستاده است. تجربهٔ تاریخی یکسدهٔ گذشته بهروشنی نشان میدهد که جابهجایی قدرت، فروپاشی یک رژیم یا جایگزینی یک دولت، بهخودیِ خود به آزادی، خودگردانی و رهایی از سلطه نمیانجامد. آنچه مسیر آیندهٔ ایران را تعیین میکند، نه نام دولت آینده و نه شعارهای آن، بلکه ساختارهایی است که قدرت بر پایهٔ آنها سازمان مییابد. نوهخامنشیان این بیانیه را نه برای دستیابی به قدرت سیاسی، بلکه برای تعیین معیارهای مشروعیت قدرت و سنجش دولتِ گذار منتشر میکنند.
از دیدگاه نوهخامنشی، ایران ملک هیچ دولت، حزب، ایدئولوژی یا گروهی نیست. کشور از آنِ مردم ایران است و دولت صرفاً ابزاری برای گردانش امور همگانی است؛ نه مالک خاک، نه صاحب سرمایهٔ ملی و نه نمایندهٔ ذاتی مردم. مشروعیت هر دولت تنها از پذیرش حقوق بنیادین مردم، احترام به خودگردانی آنان و محدودماندن قدرت سیاسی بهدست میآید. هر دولتی که خود را مالک کشور بداند یا ارادهٔ مردم را به نمایندگی انحصاری خود مصادره کند، دولتِ روا و خودگردان بهشمار نمیآید.
دولتِ روا، دولتی محدود است؛ محدود نه بهمعنای ناتوان، بلکه بهمعنای مهارشده در برابر جامعه. دولتی که قدرت را انباشته نکند، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، رسانه و آیینها را در اختیار نگیرد و بپذیرد که نهادهای مردمیِ مستقل از دولت، حق زیست، رشد و نقد دارند. تجربهٔ تاریخی ایران نشان داده است که تمرکز قدرت، حتی با نام نوسازی، پیشرفت یا امنیت، همواره به بازتولید سلطه انجامیده است. دولتی که همهچیز را به نام ساماندهی در اختیار گیرد، حتی اگر خود را دموکراتیک بنامد، در عمل ادامهٔ همان ساختارهای پیشین است.
نوهخامنشیان با صراحت اعلام میکنند که مخالف هرگونه تجزیه، گسست سرزمینی و پارهسازی ایراناند و بر ایرانِ یگانه، یکپارچه و جداییناپذیر پای میفشارند. ما نه خواهان دولت همتراز هستیم، نه دولت سایه و نه جدایی از پیکرهٔ کشور. اختلاف بنیادین ما با دولتها بر سر مالکیت و شیوهٔ اداره است، نه بر سر تمامیت ارضی. فرمانروایی سرزمینی باید یگانه و همگانی بماند، اما ادارهٔ زندگی مردم باید از پایین و برآمده از ارادهٔ خود مردم سامان یابد، نه تحمیلشده از بالا.
اگر شهری، دهی یا ناحیهای با ارادهٔ اکثریت ساکنان خود بخواهد بر پایهٔ سامان نوهخامنشی زندگی و گردانش شود ـ سامانی ریشهدار در میراث حکمرانی ایرانی، مستقل از اسلام سیاسی و مبتنی بر خرد ایرانی و فلسفهٔ زرتشتی، نه بهعنوان دین بلکه بهمثابه چارچوب اندیشه و اخلاق ـ آیا دولتِ گذار این حق را بهرسمیت میشناسد یا قانون و شیوهٔ زیست را از بالا تحمیل میکند؟ این مطالبه نه بهمعنای جدایی است و نه دولتسازی موازی، بلکه بهمعنای ادارهٔ مردمیِ زندگی در چارچوب ایرانِ یگانه است.
نوهخامنشیان حزب نیستند و به نظام حزبی باور ندارند. نمایندگی سیاسی لزوماً حزبی نیست و میتواند بر پایهٔ انجمنهای مردمی، فرهنگی و محلی شکل گیرد. انجمنهای نوهخامنشی حق دارند نمایندگان رسمی خود را داشته باشند؛ نمایندگانی مستقل از احزاب و ایدئولوژیهای دولتی و متناسب با گسترهٔ اجتماعی و جمعیتی. نمایندگی نمادین یا صوری، بهمنزلهٔ حذف نرمِ جامعهٔ مستقل است و پذیرفته نیست.
نوهخامنشیان خواهان همکاری با دولتِ نمایندهٔ مردم هستند، نه محو شدن در دولتِ وابسته. نوهخامنشیان هرگونه تداوم، سازش یا بازتولید ساختارهای جمهوری اسلامی، هرگونه رسمیتبخشی به نهادهای ضد مردمی و ایرانستیز، و هرگونه واگذاری جایگاه تصمیمسازی، امنیتی یا سازمانی به نیروهای بیگانه در خاک ایران و در ساختار دولتِ گذار را مردود و نامشروع میدانند. این همکاری باید داوطلبانه، آگاهانه و مبتنی بر بهرسمیتشناسی حقوق انجمنها و احترام دوسویه باشد. دولت حق دولتیسازی انجمنها، تحمیل شیوهٔ زیست یا مصادرهٔ نمایندگی مردم را ندارد. همکاری تنها زمانی معنا مییابد که جایگزین فرمانبری تحمیلی شود، نه پوششی تازه برای آن.
یکی از ارکان اساسی این بیانیه، حق نقد و حق مخالفت اندیشهای است. نوهخامنشیان خواستار تصویب قانونی روشناند که تضمین کند نهادهای ایرانیِ مستقل، از جمله نوهخامنشیان، حق دارند ساختار دولت رضاشاه، دولتهای پهلوی و جمهوری اسلامی را نقد کنند، روایتهای رسمی تاریخ را به چالش بکشند و نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هر نیروی بیگانه ـ از جمله آمریکا، انگلیس، اسرائیل یا هر قدرت دیگر ـ را بررسی، افشا و نقد نمایند. این مبارزه، اندیشهای است نه خشونتآمیز؛ ملی است نه دشمنی با ملتها؛ و ریشه در دفاع از ایران دارد. هیچ دولتی مالک تاریخ نیست و نقد دولت یا نقد نفوذ بیگانه دشمنی با کشور بهشمار نمیآید.
آموزش، دانشگاه، فرهنگ و پژوهش باید از دولت مستقل باشند و به ابزار مهندسی ایدئولوژیک جامعه بدل نشوند. آموزش و پرورش باید در محتوا غیردولتی و خردگرا باشد. هیچ دین و مذهبی، از جمله اسلام یا شکلهای نرمشدهٔ آن، حق آموزش رسمی در مدرسه ندارد. آموزش دینی تنها در دانشگاه و بهصورت داوطلبانه و پژوهشی میتواند جایگاه داشته باشد. دانشگاه باید آزاد باشد، پژوهش ناهمگون با سیاست روز دولت مجاز باشد و هیچ نهادی حق وتوی اندیشه و کتاب را نداشته باشد. رد آثار فکری تنها بر پایهٔ معیارهای علمیِ شفاف ممکن است، نه مصلحت سیاسی یا ایدئولوژیک؛ و برای پاسداری از آزادی اندیشه، باید مرجع حقوقیِ مستقل در قانون پیشبینی شود.
رسانهها نباید دولتی باشند، نباید ابزار حزب یا دولت شوند و نباید با سرمایهٔ بیگانه به ابزار نفوذ بدل گردند. رسانهٔ مستقل از دولت دستور نمیگیرد، از سرمایهٔ بیرونی فرمان نمیبرد و پاسخگوی مردم است. مالکیت رسانه باید شفاف باشد و سرمایهٔ بیگانه حق مالکیت یا کنترل رسانهٔ ایرانی را نداشته باشد. این محدودیت سانسور نیست، بلکه پاسداری از استقلال است. قانون رسانه نباید صرفاً بهدست دولت نوشته شود و باید با مشارکت نهادهای مردمی و انجمنها تدوین گردد. اینترنت نیز نه ملک دولت است و نه میدان نفوذ بیگانه؛ سانسور اندیشه و مهندسی افکار مردود است و مقابله با نفوذ سازمانیافتهٔ بیرونی باید حقوقی و شفاف باشد، نه امنیتی و پنهان.
در حوزهٔ اقتصاد، دولتِ گذار موظف است مرز میان بخش دولتی، همگانی و خصوصی را روشن سازد. تمرکز سرمایه در دست دولت نه نهاد مستقل میسازد و نه آزادی میآورد. نوهخامنشیان خواهان محدودسازی بخش دولتی، آزادی بخش خصوصیِ مستقل و جلوگیری از تمرکز سرمایه در خدمت دولت یا بیگانهاند؛ زیرا استقلال اقتصادی پیششرط استقلال فرهنگی و سیاسی است.
هر دولتِ گذاری که خودگردانی مردمی را نپذیرد، انجمنهای نوهخامنشی را بهرسمیت نشناسد، نقد تاریخ و نفوذ بیگانه را محدود کند و آموزش، رسانه و فرهنگ را مهندسی نماید، از دیدگاه نوهخامنشی دولتِ روا نیست؛ حتی اگر با نام آزادی و دموکراسی معرفی شود.
نوهخامنشیان قدرت نمیخواهند؛ حق میخواهند و از حق خود پدافند میکنند. ما دولت جایگزین نمیسازیم، بلکه معیار مشروعیت میسازیم. آزادی با تعویض دولت بهدست نمیآید؛ آزادی با گسست از ساختارهایی بهدست میآید که ایران را در چرخهٔ سلطه نگاه داشتهاند. زنده باد ایران، برافراشته خرد خودگردانی.
در پخش با ما همکاری کنید. سپاس
#نوهخامنشیان ⸻
نوهخامنشیان / انجمن بهمن / ۱۱ بهمن ۱۴۰۴.