27/02/2026
در جریان یک سرقت در زیمبابوه یا ترکیه، سارق بانک خطاب به همه حاضران در بانک فریاد زد: "تکان نخورید. پول متعلق به دولت است. زندگی شما متعلق به شماست." همه در بانک آرام دراز کشیدند. این "مفهوم تغییر ذهن" نامیده می شود که روش متعارف تفکر را تغییر می دهد.
وقتی خانمی به طرز تحریک آمیزی روی میز دراز کشید، سارق بر سر او فریاد زد: "لطفا متمدن باش! این یک سرقت است و نه تجاوز!" به این میگن "حرفه ای بودن" فقط بر روی کاری که برای انجامش آموزش دیده اید تمرکز کنید!
وقتی سارقان بانک به خانه برگشتند، سارق کوچکتر (آموزش MBA) به سارق بزرگتر (که فقط سال ششم دبستان را تمام کرده بود) گفت: "برادر بزرگ، بیا حساب کنیم چقدر به دست آوردیم." سارق بزرگتر تکذیب کرد و گفت: تو خیلی احمقی، آنقدر پول است که شمردن آن زمان زیادی می برد، امشب اخبار تلویزیون به ما می گوید چقدر از بانک دزدی کردیم! این "تجربه" نامیده می شود. امروزه تجربه مهمتر از مدارک کاغذی است!
پس از خروج سارقان، مدیر بانک به سرپرست بانک گفت که سریعا با پلیس تماس بگیرد. اما ناظر به او گفت: صبر کن، 10 میلیون دلار برای خودمان از بانک برداریم و به 70 میلیون دلاری که قبلاً از بانک اختلاس کرده ایم، اضافه کنیم. تبدیل یک موقعیت نامطلوب به نفع شما! ناظر می گوید: هر ماه دزدی هم باشد خوب است. به این میگن "کشتن کسالت". شادی شخصی مهمتر از شغل شماست.
فردای آن روز اخبار تلویزیون گزارش داد که 100 میلیون دلار از بانک گرفته شده است. سارقان می شمردند و می شمردند و می شمردند، اما آنها فقط توانستند 20 میلیون دلار بشمارند. سارقان بسیار عصبانی بودند و گلایه کردند: "جانمان را به خطر انداختیم و فقط 20 میلیون دلار گرفتیم. مدیر بانک با یک ضربه انگشت 80 میلیون دلار گرفت. به نظر می رسد تحصیل کرده بودن بهتر از دزد بودن است!" به این می گویند "دانش به اندازه طلا ارزش دارد!" مدیر بانک خندان و خوشحال بود زیرا زیان او در بازار سهام اکنون زیر پوشش این سرقت است. به این می گویند «استفاده از فرصت». جرات ریسک کردن!
پس دزدان واقعی اینجا چه کسانی هستند شما بگوید در کمنت؟