Social Information

Social Information Social Information

|   |یک چاهِ تاریکِ بدونِ آبِ شیرین، منشب‌ها کنارِ غم نشسته، سازِ غمگین، مناز این‌که کوشیدم فراموشش کنم کلاً،شش‌سال و شش...
24/05/2026

| |

یک چاهِ تاریکِ بدونِ آبِ شیرین، من
شب‌ها کنارِ غم نشسته، سازِ غمگین، من

از این‌که کوشیدم فراموشش کنم کلاً،
شش‌سال و شش‌ماهی که شد در حالِ تمرین، من...

گاهی برایِ دیدنش قد می‌کشم در بام
گاهی شبیه سایه‌ای در پشتِ کلکین، من

هستم ولی گم کرده‌ام خود را درونِ چاه
سر می‌کشد صد زن، نمی‌دانم کدامین، من؟

یک سر دو صد سودا، درونِ خواب می‌افتم
از آخرین منزل، به منزل‌هایِ پایین، من

گاهی که خود را می‌برم در گوشه‌ای تاریک
گاهی دگر‌ سر می‌گذارم رویِ قالین، من

تلخ است خوابم، صورتم را ابر پوشیده
با این بلندی ناامیدم، سخت غمگین، من

 #هنرپیشهء نامور از آقچه ، #مرتضا بایقرا - نامی آشنا ،  معروف و بکلی شناخته شده در سپهر تیاتر ، درام ها ، فیلم ها و سینم...
13/05/2026

#هنرپیشهء نامور از آقچه ،

#مرتضا بایقرا - نامی آشنا ، معروف و بکلی شناخته شده در سپهر تیاتر ، درام ها ، فیلم ها و سینمای کشور است .
وی بیشترینه در درام ها کار و فعالیت نموده است .
بایقرا را میتوان بسان یک هنرپیشهء مجرب و استاد برشمرد .
#هنرپیشه یی که جایگاهش همانند ( ف . عبادی ) ، ( عظیم جسور ) ، ( حاجی کامران ) ، ( عزیزالله هدف ) و سایرین - راسخ است .
نمایشنامه هایش افزون بر آرشیف رادیو و تلویزیون کابل در شهر و بازار ها نیز بدسترس علاقمندانش وجود دارد .
بایقرا - در اصل زادهء ولسوالی ( آقچه ) مربوط ولایت جوزجان است .
هنگامی که پای و روزگارش به کابل کشانیده شد ، نظر به استعداد و شیفتگی بلند هنری که داشت به رادیو و تلویزیون کابل پیوست .
در استدیو ها راه یافت و نمایش های ارزشمند اجتماعی را نقش آفرینی کرد . و بدینسان موفقیت و شهرت های زیادی را کمایی نمود .
با دریغ و هیهات که این استعداد توانمند هنری ، نظر به شرایط ناهنجار وطن ، اکنون در دیار هجرت و ممالک خارج بسر میبرد .
چشم انتظار آنیم که روزی شرایط هنری در میهن ما احیا گردد که مرتضا بایقرا با سایر هنرپیشه های کشور به سرزمین آبایی شان دوباره برگردند و بیایند .

چرا نیاز است تاجیکان، هزاره‌ها و اوزبیک‌ها متحد شوند؟۱. نگاه تاریخی؛در جغرافیای خراسان بزرگ؛ تاجیکان، هزاره‌ها و اوزبیک‌...
13/05/2026

چرا نیاز است تاجیکان، هزاره‌ها و اوزبیک‌ها متحد شوند؟

۱. نگاه تاریخی؛
در جغرافیای خراسان بزرگ؛ تاجیکان، هزاره‌ها و اوزبیک‌ها؛ با وجود دوره‌هایی از رقابت و تقابل؛ در نهایت همزیستی تمدن‌ محور را انتخاب کرده‌اند؛ انتخابی که ستون فقرات آن را فرهنگ و زبان فارسی شکل داده است.

پس از فروپاشی دولت سامانیان تاجیک‌تبار در سال ۱۰۰۴ میلادی در بخارا، زبان فارسی نه‌ تنها از میان نرفت؛ بلکه در یک روند کم‌نظیر تاریخی، توسط حاکمان تازه‌ به‌ قدرت‌ رسیده ترک؛ نیز همچنان به‌عنوان زبان رسمی و دولتی پذیرفته شد و تا دهلی گسترش یافت و به زبان دیوان، سیاست و فرهنگ بدل گردید.
این امر سبب شد فارسی به زبان مشترک نخبگان منطقه تبدیل شود و در حافظه فرهنگی اوزبیک‌ها و هزاره‌ها نیز جایگاهی درونی بیابد. هرچند از دید تاریخی، زبان پارسی زبان مادری تاجیکان است؛ اما خدمات ترکان به زبان پارسی، اگر بیشتر نباشد، کمتر از پارسی‌تباران نبوده است.

۲. منافع سیاسی مشترک و ساختار قدرت؛
در ۲۵۰ سال پسین، ساختار قدرت در افغانستان بر پایه یک روایت قوم‌گرایانه شکل گرفته است؛ روایتی که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان «ملت‌سازی از بالا با حذف اقلیت‌های بزرگ» یاد می‌شود.
از دوره عبدالرحمن‌خان که با حمایت مستقیم بریتانیا به قدرت رسید تا امروز، سیاست رسمی دولت‌های حاکم افغان همواره بر تمرکز قدرت، مهندسی جمعیتی و حذف تدریجی سه ملت اصلی غیر افغان استوار بوده است.
این سیاست‌ها شامل: کوچ اجباری هزاره‌ها از کندهار؛ سرکوب ساختاری تاجیکان در غرب و مرکز؛ جابه‌جایی ناقلان قبایلی در شمال؛ غصب زمین‌های اوزبیک‌ها و تاجیک‌ها و بازتولید دائمی «حاشیه‌نشینی سیاسی» برای این سه ملت بوده است.
در زبان سیاسی، به این وضعیت «ساختار تبعیض پایدار» گفته می‌شود؛ ساختاری که در آن سه قوم بزرگ، نه اقلیت‌های کوچک؛ بلکه اکثریت‌های خاموش‌شده هستند.
از این منظر، اتحاد این‌ها نه یک انتخاب سیاسی؛ بلکه پاسخی عقلانی به یک ساختار نابرابر قدرت است.

۳. مسئله بقا و منطق مقاومت جمعی؛
تجربه مقاومت نخست نشان داد که هرگاه این سه ملت در کنار هم قرار گرفتند، توانستند معادله قدرت را دگرگون کنند و پروژه قوم‌سازی حاکمان نیرنگ‌باز را به چالش بکشند.
اما نبود یک چشم‌انداز راهبردی مشترک و غلبه رقابت‌های درون‌گروهی، بار دیگر فرصت تاریخی را از آنان گرفت.
حتی از دید امنیت جمعی؛ هنگامی که ملت‌ها یا مجموعه‌ای از گروه‌ها با تهدید وجودی روبه‌رو می‌شوند، «اتحاد راهبردی» نه یک انتخاب؛ بلکه ضرورتی برای بقا است.
امروز نیز مسئله اصلی این سه ملت، صرفاً مشارکت سیاسی نیست؛ بلکه مسئله بقا، سرزمین و آینده جمعی است.

۴. همزیستی جغرافیایی؛
از منظر جغرافیایی، تاجیکان، هزاره‌ها و اوزبیک‌ها در پهنه‌ای زندگی می‌کنند نه خطوط گسست؛ بلکه پیوندهای طبیعی و تاریخی آن را تعریف می‌کند.
در شمال، مرکز و غرب، این سه ملت سال‌هاست در کنار هم زیسته‌ اند؛ روابط خویشاوندی و اقتصادی برقرار کرده‌ اند؛ امنیت محلی را به‌صورت مشترک مدیریت کرده‌اند و هیچ‌گاه تهدیدی وجودی برای یکدیگر نبوده‌ اند.
اصولاً زمانی که گروه‌ها در یک «فضای زیست مشترک» بدون تضاد منافع بنیادین زندگی می‌کنند، امکان شکل‌گیری هویت سیاسی مشترک بسیار افزایش می‌یابد.
این سه ملت دقیقاً در چنین وضعیتی قرار دارند.

نکته پایانی یکم این‌که: اتحاد تاجیکان، هزاره‌ها و اوزبیک‌ها نه یک پروژه احساسی؛ بلکه یک ضرورت تاریخی، سیاسی، راهبردی و تمدنی است.
این‌ها نه تضاد بنیادین دارند و نه رقابت جغرافیایی؛ بلکه در برابر ساختاری قرار گرفته‌اند که هدف آن تغییر بافت جمعیتی، حذف تدریجی، غصب سرزمینی و کنارگذاری همیشگی است.
اگر در چنین شرایط سرنوشت‌سازی، منافع کوتاه‌مدت و رقابت‌های درونی بر تصمیم‌ها سایه اندازد و خطرهای راهبردی؛ از جمله پروژه قوش‌تپه و اسکان میلیون‌ها تن از قبایل پاکستانی زیر عنوان مهاجران نادیده گرفته شود؛ آینده‌ای رقم خواهد خورد که در تاریخ منطقه کمتر نظیر آن دیده شده است.
در این روند، انگلیس‌ها نیز مستقیما دخیل‌اند و در پشت پرده با تمام توان از حاکمان کنونی پشتیبانی می‌کنند.

نکته دوم این که؛ اعلام پروژه‌های انکشافی جدید نشان داد که حاکمان کنونی که با روایت دین به قدرت رسیده اند؛ در طرز و بینش سیاسی، تاریخی، اجتماعی و قومی شان نسبت اقوام غیر افغان، به‌مراتب بی‌وجدان‌تر از اشرف غنی لائیک عمل کرده‌ اند.
در نظر گرفتن ده پروژه برای کندهار و هیچ پروژه ای برای غور، کمال کوردلی و بی وجدانی تاریخی این جریان قومی را به نمایش می گذارد.
با در نظر داشت موارد بالا و اتفاقات نوید بخش پیش‌رو؛ امید است این اتحاد شکل بگیرد تا یک‌بار دیگر نگاه عاطفی بر نگاه راهبردی غلبه نکند و اشتباهات گذشته تکرار نشود.
خسروان خود دانند.
از بر گه :
اولیا جلالی

تُرک در تاریخ و ادبیات پارسی در ادب پارسی، واژهٔ «ترک» به‌طور سنتی لزوماً به یک قوم مشخص محدود نبوده، بلکه غالباً به مرد...
29/04/2026

تُرک در تاریخ و ادبیات پارسی

در ادب پارسی، واژهٔ «ترک» به‌طور سنتی لزوماً به یک قوم مشخص محدود نبوده، بلکه غالباً به مردمان نواحی آسیایی—از جمله چینیان، تبتیان، مغولان و قبایل ترک و غیرترکِ ساکن سیبری، شمال و شمال‌شرقِ ورارود و قفقاز—اطلاق می‌شده است.

در گذشته، به‌سبب نبود دانش دقیق تبارشناسی، مردمان ایرانی هر قومی را که از دشت‌های شمالی می‌آمد، به‌طور کلی «ترک» می‌نامیدند و میان طوایف گوناگون آسیایی تمایز روشنی قائل نمی‌شدند؛ هرچند گاه نام برخی از این طوایف، مانند قفچاق، چگل، خرخیز، یغما و غُز، در منابع ذکر شده است.

همچنین این واژه در ادبیات فارسی دارای معانی مجازی و استعاری گوناگونی نیز بوده است؛ از جمله به‌معنای دلبر و معشوقِ دل‌ربا، یا در برخی موارد به‌معنای دزد و غارتگر، سرباز و خدمت‌گزار دربار، و نیز غلام و کنیز، و مانند آن.

در دوره‌های متأخر، کاربرد واژهٔ «ترک» در مورد مردمان قفقاز، آسیای صغیر و ایران، در بستر تحولات تاریخی و سیاسی و تحت تأثیر جریان‌های فکری و ایدئولوژیک گوناگون شکل گرفته و گسترش یافته است.

اسفندیار آدینه

 #داشتن  #پهپاد  #وموشک های ویرانگر نظامی آوردنده عزت بوده بدون تردید جایگاه قدرت نظامی در جهان نتنها دفاع از تمامیت ارض...
27/04/2026

#داشتن #پهپاد #وموشک های ویرانگر نظامی آوردنده عزت بوده بدون تردید جایگاه قدرت نظامی در جهان نتنها دفاع از تمامیت ارضی وحاکمیت ملی یک کشور اند بلکه آوردنده عزت وحرمت برای شهروندان آن کشور محسوب میشود.

#زائران حج عمره ایرانی در عربستان سعودی از سوی مسئولان دولتی این کشور با تهایف عطر وگلهای مزين وبا بسته های گوش آمدید گوئی پذیرای گردید.
#قدرت پهپاد ها وموشک های بالستیک جمهوری اسلامي ایران برای جغرافیایی عرب درس انسانیت آموخته است؟

#برای جغرافیایی عرب درس بعدی از سوی ایران داشتن استقلالیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی خواهد بود؟

#خلاصه مطلب کناز گذشتن غلامی به آمریکا واسرائیل خواهد بود؟
نقد ونظر.........

داکتر محمد امین شخصیت عالی و بی بدیل در عرصه طبابت.
22/04/2026

داکتر محمد امین
شخصیت عالی و بی بدیل در عرصه طبابت.

کاپی:گوهر شاد بیگم در کوچه‌های خاکی هراتِ قرن پانزدهم، وقتی بیشتر قدرت‌ها پشت درهای بسته و مردانه اتفاق می‌افتاد، زنی آم...
22/04/2026

کاپی:
گوهر شاد بیگم

در کوچه‌های خاکی هراتِ قرن پانزدهم، وقتی بیشتر قدرت‌ها پشت درهای بسته و مردانه اتفاق می‌افتاد، زنی آمد که قوانینِ بازی را عوض کرد، هم معمار فرهنگ شد و هم متهم به طمعِ قدرت.

سال ۱۴۰۵ میلادی، امپراتوری تیموریان یکی از بزرگ‌ترین قلمروهای عصر خودش را داشت. پایتختِ اصلی سمرقند بود، اما او با یک تصمیم تاریخی، پایتخت را به هرات منتقل کرد. این حرکتِ سیاسی در ظاهر فقط تغییرِ شهر نبود؛ حرکتی بود برای زنده کردنِ فرهنگ، علم و هنر در قلب افغانستان.

در هرات مسجدها، مدرسه‌ها و خانقاه‌هایی بنا شد که به سرعت آن شهر را به قطبِ فرهنگ، ادبیات، فلسفه و معماری بدل کرد.
یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌ها، مجتمع بزرگی بود با ۲۰ مناره که هنوز خرابه‌اش روایتِ عظمتِ آن روزهاست. دانشجویانِ خاور و باختر برای درس و مباحثه از همه‌جا به هرات می‌آمدند. شعرا و استادانِ بزرگ فارسی و عربی زیرِ سقفِ این مدارس، شعر، حکمت و بحث‌هایی تولید کردند که تاریخ هنوز از آنها سخن می‌گوید.

در همان زمان، او فقط پشتِ پرده نبود. وقتی شوهرش در سال ۱۴۴۷ درگذشت، برخلاف بسیاری که قدرت را به مردان سپردند، خودِ او تصمیم‌گیرنده شد. به‌مدت نزدیک به یک دهه، فرماندهیِ سیاسی، انتخاب جانشینان، مذاکرات با همسایگان، تنظیمِ ارتش و حتی استراتژی‌های جنگی را او تعیین می‌کرد. بعضی مورخان می‌گویند قلمروِ تحتِ نفوذش از دجله تا شرقِ چین گسترده بود؛ چیزی که هیچ زنِ دیگری در آن عصر نتوانست به آن برسد.

اما قدرت همیشه بدون دشمن نمی‌ماند.

مخالفانش او را متهم کردند که بیش‌ازحد در امور مردانه دخالت می‌کند، و این دخالت‌ها نه‌فقط احترام را از او نگرفت که رخدادهای سیاسی را به سمت بحران برد. منتقدان می‌گفتند تصمیماتی گرفت که بعضی از فرماندهان و خاندان‌ها را خشمگین کرد و شکاف‌های درونی را عمیق‌تر ساخت.
در ۱۹ ژوئیه ۱۴۵۷ میلادی، همان هراتِ فرهنگی که او ساخته بود، صحنهٔ پایانِ قدرتش شد. در یکی از خیابان‌های شهر، در برابر دشمنان سیاسی‌اش اعدام شد؛ عملی که باعث شد هم‌عصرانش درباره‌اش دو دستگیِ شدید پیدا کنند: کسانی که او را قهرمانِ احیای فرهنگ و تمدن می‌دانستند و کسانی که او را نمادِ جاه‌طلبیِ بی‌حد در قدرت می‌پنداشتند.

در بخشِ خانه هم داستان‌هایش عجیب است. گفته‌اند وقتی در مدرسه‌ها فقط مردان دانشجو بودند، با دستوری عجیب ۲۰۰ زن همراه را در همان مدرسه وارد کرد تا سنت‌ها را به چالش بکشد. برای بعضی این حرکت نمادِ آزادی و توانمندی زنان بود، برای دیگران نشانهٔ بی‌پرواییِ بی‌حد.

در هنر و ادبیات، حمایتِ او از شاعران و نویسندگان باعث شد هرات، سال‌ها مرکزِ رنسانسِ فرهنگی در آسیای میانه باشد. در معماری، مسجدها و مدرسه‌هایی ساخت که هنوز الهام‌بخشِ پژوهشگرانِ معماری است. در سیاست، تا سال‌ها نامش به‌عنوانِ یک زنِ صاحبِ نفوذ در مناظرات تاریخی و دانشگاهی باقی ماند.

او چند فرزند داشت که هر یک مسیرِ سیاسیِ خود را پیش گرفتند، اما هیچ‌یک نتوانستند سایهٔ بحث‌برانگیزِ مادر را کم کنند.

محل زندگی‌اش از سمرقند تا هرات بود و
در نهایت همان هرات، محلِ دفنش هم شد؛ جایی که امروزه بازدیدکنندگان را به سوال وا می‌دارد: «آیا او قهرمان بود یا خطاکارِ قدرت؟»

اسم این زنِ پیچیده و پر از تضاد که هم باعثِ شکوفاییِ فرهنگ شد و هم باعثِ نفرتِ سیاسی، گوهرشاد بیگم است.

نظرت چیست؟ او را قهرمانِ تاریخِ افغانستان می‌بینی، یا نمادی از قدرت‌طلبیِ بی‌حد؟ بنویس تا ببینیم بحث چطور شعله‌ور می‌شود.

کاپی:رامشا مرادی، دختر جسور و هنرمند ترکمن از افغانستان!نمونه‌ای درخشان از اراده، خلاقیت و تلاش در میان نسل جوان است. او...
18/04/2026

کاپی:
رامشا مرادی، دختر جسور و هنرمند ترکمن از افغانستان!

نمونه‌ای درخشان از اراده، خلاقیت و تلاش در میان نسل جوان است. او با استعداد و پشتکار خود در عرصه رسامی، توانسته جایگاه قابل توجهی به دست آورد و با تلفیق هنر مدرن و فرهنگ اصیل وطنی، آثار چشم‌نوازی خلق کند.

از کودکی نگاه‌ها را به سوی هنر نوآورانه‌اش جلب کرد و امروز در ترکیه، با حضور فعال در محافل فرهنگی و برنامه‌های ملی، صحنه‌ها را با هنر خود آراسته است. دستاوردهای او تنها به اینجا محدود نمی‌شود؛ رامشا با کسب تصدیق‌نامه‌ها و تحسین‌نامه‌های متعدد و به‌دست آوردن درجات عالی در مسابقات، توانایی‌هایش را به اثبات رسانده و حتی در تلویزیون‌های ترکیه نیز مورد مصاحبه قرار گرفته است.

جسارت دختران ترکمن، همچون رامشا، روایت‌گر نسلی است که با وجود چالش‌ها، از رویاهای خود دست نمی‌کشند و با اعتماد به نفس، فرهنگ و هویت خود را به جهان معرفی می‌کنند. این دختران نشان می‌دهند که محدودیت‌ها نمی‌توانند مانع درخشش استعداد و اراده شوند.

رامشا مرادی امروز نه‌تنها یک هنرمند موفق، بلکه نمادی از امید، جسارت و پیشرفت برای همه دختران
Ramesha Muradi

Ramsha Muradi, Afganistanlı cesur bir Türkmen sanatçıdır. Ressamlık alanında elde ettiği başarılarla Türkiye’de kültürel programlarda yer almış, ödüller ve takdir belgeleri kazanmıştır.

Türkmen kızlarının cesareti, onun gibi isimlerle daha da anlam kazanıyor. Ramsha bugün, azim, yetenek ve umutun güzel bir temsilidir. 🌿

چاغالارینگیزینگ هنرلرینی کشف ادیپ تاپیپ آلماسینا اجازه برینگلر و اولار اوچین زحمت چکینگلر، غیز اوغلان دییمأن اوقوولارینا کوشش ادیپ اولاری ایل-ایلادا خیرلی بیر گیشی ادیپ یتیشدیرینگلر🌺

آزادی بیان، آزادی بیان و باز هم آزادی بیان…من یک ژورنالیست هستم. نشر خبر، اطلاعات و رویدادها از سوی یک ژورنالیست به معنا...
16/04/2026

آزادی بیان، آزادی بیان و باز هم آزادی بیان…
من یک ژورنالیست هستم. نشر خبر، اطلاعات و رویدادها از سوی یک ژورنالیست به معنای طرف‌داری نیست و هرگز نخواهد بود.
لطفاً موضوع را با پیش‌داوری و از زاویه‌ی یک‌طرفه قضاوت نکنید.

شیما«مبارز»

 #مرتضی بایقرا #هنرپیشهء فیلم ،  تیاتر  و شخصیت خیلی ها بزرگ و معروف هنری  افغانستان .
15/04/2026

#مرتضی بایقرا

#هنرپیشهء فیلم ، تیاتر و شخصیت خیلی ها بزرگ و معروف هنری افغانستان .

Address

Istanbul

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Social Information posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share

Category