17/02/2026
عبور از عصبیت قومی در راستای عزت جمعی
در روزگاری که برجستهسازی عصبیتهای قومی به منظور ایجاد تفرقههای سازمانیافته بهصورت روزافزون در حال گسترش میباشد. شایسته است که یادی کنیم از راهبردهای وحدتبخش سیاسی و اجتماعی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی بهشتی(ره)؛ رهبر اولین حکومت اسلامی آزادیبخش مناطق مرکزی افغانستان.
حضرت آیتالله العظمی سیدعلی بهشتی(ره) فقیهی بصیر و سیاستمداری دینمحور بود که سیاست را بخشی از منظومه اندیشه اسلامی میدانست و آن را در خدمت هدایت جامعه، عدالتخواهی، استقلالطلبی، مبارزه با ظلم، مشارکت مردمی و حاکمیت قانون به کار گرفت. او با تکیه بر ایمان، تقوا، کرامت انسانی و مقابله با سلطهی شوروی سابق، راهبردی منسجم برای رهایی و عزت جامعه پایهگذاری کرد.
حضرت آیتالله بهشتی در شرایطی بسیار دشوار؛ همزمان با حاکمیت رژیم کمونیستی و محرومیت گسترده مناطق مرکزی، رهبری حکومت آزادیبخش تحت عنوان شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان را بر عهده گرفت. با وجود فقر، انزوا و کمبود امکانات، توانست جبهات جهاد را سازماندهی کرده و ساختار اداری و سیاسی منسجمی شامل ۸ ولایت و ۴۲ ولسوالی ایجاد کند.
از مهمترین اقدامات ایشان، تأسیس «شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان» با حضور نزدیک به هزار نمایندهای مردم از سراسر هزارهجات و مناطق مرکزی، اعلام دولت موقت در ولایات مرکزی، ایجاد ساختار اداری و نظامی، ایجاد حکومت مبتنی بر اراده مردم و مبانی اسلامی و تلاش برای وحدت و انسجام اجتماعی و نیروهای جهادی بود.
شورای اتفاق اسلامی نخستین تشکیلات سیاسی ـ جهادی سازمانیافته در هزارهجات به شمار میرفت که در سال ۱۳۵۸ تشکیل شد و حضرت آیتالله العظمی بهشتی(ره) با اتفاق آرای نمایندگان مردم به ریاست آن برگزیده شد. این شورا با وجود محرومیت شدید منطقه، توانست نوعی اداره منظم محلی ایجاد کند؛ از تنظیم امور مالیاتی و نظامی گرفته تا برقراری نظم و امنیت. این اقدام، هم تابوی مشارکت سیاسی شیعیان را شکست و هم مشروعیت حکومت وقت استعمارگر را به چالش کشید.
یکی از مهمترین راهبردهای بهشتی کبیر، تأکید بر وحدت بود؛ هم وحدت میان نیروهای شیعی و هم وحدت همه اقوام و احزاب جهادی افغانستان. او اخوت اسلامی را سرمایهای معنوی میدانست که میتواند در برابر سیاستهای «تفرقه بینداز و حکومت کن» قدرتهای خارجی بایستد.
بنابراین میتوان اذعان نمود که اقدامات آیتالله بهشتی و همرزمانش در روزگاری که بقا و آزادی مورد هجمهی اشغالگران بود؛ سندی افتخارآمیز در تاریخ سیاسی مردم افغانستان است و بازخوانی منصفانهای این تجربه برای جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته و حفظ وحدت و عزت ملی ضروری است.